خانه سامرا سید محمد بن امام هادی علیهماالسلام
سید محمد بن امام هادی علیهماالسلام مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 12
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط کربلای محمدجواد ایوبی   
دوشنبه, 01 اسفند 1390 ساعت 12:53

سيد محمد با کنيه ي ابوجعفر، فرزند بزرگ امام هادي (ع) و فردي جليل القدر و عظيم الشأن بود؛ بگونه اي که شيعيان و غیر شیعیان  گمان مي کردند امامت بعد از پدر به وي خواهد رسيد؛ زيرا  وجودش مجمع کمالات اخلاقي و نفساني بود. ليکن مرگ او در زمان حيات پدرش بر اين پندار خاتمه داد. سيد محمد  در 50 كيلومتري جنوب سامراء و در شمال بغداد و نزديك قريه اي به نام بلد(قريه بلد امروزه در استان صلاح الدين واقع شده است كه به سبب وجود اين قبر به « بلد سيد محمد » معروف است. اين قريه تا بغداد هشتاد كيلومتر فاصله دارد) از نواحي دُجَيل، بين راه بغداد و سامراء، دفن شده است. او، كه از بزرگان و مبارزان عصر خود بود، در ميان شيعيان و دوست داران اهل بيت به « سبع الدجيل »، شير دجيل، معروف بود. سيد محمد در 228 ق، به دنيا آمد و در 252ق دو سال قبل از شهادت امام هادي(عليه السلام)، درحالي كه از زيارت پدر باز مي گشت در قريه بلد بيمار شد و از دنيا رفت و در همان جا خاك شد.

شیر مرد دجیل

ابوجعفر سيد محمدعلیه السلام فرزند امام هادي علیه السلام در ميان صحرانشينان دجيلي و ساکنان شهر بلد، معروف به «سبع الدجيل» يعني شيرمرد دجيل است، شيعيان عرب زبان، به اين بزرگوار درست همان احترامي را قائل و معتقدند که شيعيان فارسي زبان بويژه ايرانيان براي حضرت ابوالفضل العباس قائلند.

وي نه تنها نزد شيعه بلکه نزد اهل سنت و اعراب باديه هم از جايگاه رفيعي برخوردار است. آنان نيز احترام او را دارند و از جنابش مي ترسند؛ از اينرو هرگز قسم دروغ به او نمي خورند و پيوسته از اطراف براي او نذر مي برند. و مرقدش فصل الخصومه ي بسياري از اختلاف و مشاجرات است؛ چرا که وقتي امر منتهي به قسم به امامزاده محمد مي شود منکر از قسم خوردن نکول مي کند و حق را به طرف دعوا مي دهد، مبادا مورد خشم و نفرين آن بزرگوار قرار گيرد.
بنابر نقل شيخ کليني زماني که محمد، فرزند امام هادي (ع) فوت کرد گروهي از بني هاشم براي عرض تسليت به خانه ي امام هادي (ع) رفتند؛ ديدند براي آن حضرت در صحن منزل بساطي گسترده اند و متجاوز از يکصد و پنجاه نفر از آل ابي طالب، بني عباس و قريش گرد آن بزرگوار نشسته اند. در اين هنگام امام حسن (ع) - در حالي که گريبان خود را در مرگ برادر چاک زده بودعيب جويان وقتي خواستند، به اين کار امام علیه السلام  اشکال کنند، حضرت فرمود: حضرت موساي پيامبر نيز در وفات برادرش هارون گريبان چاک کرد - وارد شد و کنار پدر ايستاد. پس از مدتي امام هاي (ع) رو به او کرد و فرمود:
«يا بني احدث لله شکرا فقد احدث فيک امرا»
پسرم! تازه کن شکر خداي را که خداوند تازه کرد در حق تو امري را.
چند روايت ديگر نيز بدين مضمون وجود دارد. ممکن است در اين روايات تصور «بداء» شود و گفته شود اراده ي خدا نخست بر امامت محمد فرزند بزرگ امام هادي (ع) تعلق گرفته بود، براي خدا «بداء» حاصل شد و به فرزند ديگرش امام حسن (ع) تعلق گرفت. در صورتي که چنين نسبتي به خدا محال است چون مستلزم نسبت جهل به ذات باريتعالي است.
تأمل در مضمون سخن امام (ع) مي رساند که اين روايات ارتباطي با مسأله ي «بداء» ندارد. مضمون روايات اين است که خداوند با مرگ محمد امامت امام عسکري (ع) را براي شيعيان - که معتقد بودند محمد به خاطر کمالات و شايستگيها و نيز پسر بزرگ بودنش، جانشين پدر خواهد شد - آشکار ساخت و مرگ او در حيات پدرش موجب شد هر گونه شک و ترديدي نسبت به امامت امام عسکري (ع) از دلها زدوده شود.
اين روايت بيانگر مقام و منزلت محمد نزد خداوند است؛ چه آنکه بر اين مطلب دلالت دارد که هر چند او امام نبود و اراده ي خدا بر امامت برادر بزرگوارش ابو محمد تعلق گرفته بود، ولي تالي تلو امام (ع) بود؛ چون مستفاد از مجموع روايات وارد شده در اين زمينه اين است که در ديد مردم شرايط و مقتضيات امامت - از جمله فرزند بزرگ امام بودن و برخورداري از شايستگيها و کمالات نفساني - در وجود ابو جعفر نيز فراهم بوده است؛ ولي آنان غافل از اين بودند که مرتبه ي اکمل و اتم اين شرايط و مقتضيات در وجود مبارک برادرش ابو محمد (ع) جمع است. به همين جهت اراده ي خداوند بر امامت آن گرامي پس از پدر تعلق گرفته است و اين مسأله بعد از فوت محمد براي مردم آشکار شد.

.سيّد محمد سلام الله عليه را انسي عجيب با قرآن بود و زماني که قرآن مي‌خواند، روحانيت خاصّي از او جلوه‌گر مي‌شد، او شيفتة قرآن و عاشق تلاوت و قرائت آن بود.

آستانه سید محمد علیه السلام

اين آستانة مبارکه چون در مسير اصلي راه سامرا نبوده و با راه اصلي فاصله داشته، بر اثر ناامن بودن آن منطقه تا عصر صفويّه متروک مانده بود، لذا به طور دقيق از تاريخ بناي آن اطلاعي در دست نيست، جز اين که در تعميرات اساسي که در سالهاي 1379 ـ 1384ق. در اين آستانه انجام گشت و از قرائن و پي‌هايي که مشاهده شده بعضي از اهل اطلاع اظهار مي‌دارند که عمارت اوّل اين آستانه متعلّق به قرن چهارم است که توسط عضدالدوله ديلمي انجام گرفته است.

نخستين كسي كه به تعمير و مرمت بقعه اين بزرگوار اقدام كرد شاه اسماعيل صفوي بود. سپس، مولي محمد رفيع بن محمد شفيع در 1198ق، به نمايندگي از سوي احمد خان دنبلي به ادامه اين كار همت گماشت. اين بقعه تا زمان ياد شده به دليل دوري از جاده اصلي سامراء چندان مورد اعتنا و توجه نبود و متروك شده بود. با قرار گرفتن اين آستان برسرراه اصلي بغداد ـ سامراء، زائران بي شماري را به سوي خود جلب كرد و رو به آباداني نهاد. در 1208 ق، شيخ زين العابدين كاظمي آل سلماسي گنبدي از گچ و آجر برروي آن مزار بنا كرد و كاروان سرايي نيز جهت سكونت زائران، به هزينه احمد خان دنبلي، ساخته شد. در 1244 ق، ملامحمد صالح برغاني قزويني با نظارت سردار حسن خان تعميراتي روي آستان سيد محمد انجام داد. او عمارت قبلي را تخريب و آستان و گنبد را به صورت مجلل بنا كرد كه بازسازي آن شش سال طول كشيد.

در 1310 ق به كوشش مرحوم محدث نوري صاحب کتاب مستدرک الوسائل برخي از كاشي هاي گنبد مرمت و هشت حجره در جنوب و چهار حجره در طرف غرب صحن احداث شد. ضريحي از فولاد روي مرقد مطهر قرار گرفت و كف صحن با سنگ مرمر فرش شد. ديوارهاي اطراف، تا نيمه، با سنگ تزيين و بقيه آينه كاري گرديد. در سال هاي 1380 تا 1384ق توسعه اي در آستان مقدس امام زاده محمد توسط حاج آقا محمد طباطبايي قمي انجام يافت كه آخرين تعميرات در آن بود. اكنون، صحن به شكل مربعي با ضلع هاي 150 متري است. محيط گنبد پنجاه و ارتفاع آن 45 متر است و در كنار آن مناره اي به ارتفاع چهل متر قرار دارد كه در 1379 ق ساخته شده است. داخل حرم نيز با كاشي كاري و آينه كاري هنرمندان ايراني تزيين شده است. پس از هجرت ميرزاي شيرازي به سامرا، در يکي از مسافرتهاي ميرزا که همراه شاگردانش پياده از سامرا بر آستانة سيد محمد مشرّف گشتند، تعميراتي انجام داده و چند حجره به حجرات صحن افزودند.

فرزندان سید محمد علیه السلام

در کتاب بحر الانسا ب نوشته شده که سید محمد نه فرزند داشته که از ترس مخالفین خود در سامرا به ایران مهاجرت کرده و در ایران به شهادت رسیده اند. در این کتاب می نویسد : که پنج فرزند وی به نام های لطف الله و ابوطالب و رحمه الله و عنایت الله و هدایت الله به شهر لار حرکت کردند و درآنجابه شهادت رسیدند.

چهار نفر دیگر از اولاد سید محمد به خوی و سلماس مهاجرت کرده و در آنجا به شهادت رسیده اند . نام این چهار برادر عبارتند از:
سید اسحاق ، سید محمود، سید جعفر و سید اسکندر.

 

 
جوملا نرم افزار آزاد تحت مجوز GNU/GPL نسخه 2.0
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط
 

اوقات شرعی