خانه نجف ستارگان مدفون در حرم امام امیرالمومنین علیه السلام
ستارگان مدفون در حرم امام امیرالمومنین علیه السلام مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 9
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط Administrator   
سه شنبه, 11 بهمن 1390 ساعت 21:02

از دير باز به سبب فضيلت شهر نجف اشرف مكان مقدس و اميد به شفاعت و نجات از عذاب و سختي هاي روز حشر، بسياري از سادات، عالمان، انديشمندان و رجال سياسي وصيت مي كردند كه در كنار مرقد مطهر امام علي(عليه السلام) و يا وادي السلام دفن شوند. برخي از به خاك سپرده شده ها در اين مكان مقدس عبارت اند از:

شیخ طوسی385 ق ـ 460 ق)

اين آستان كنار باب الطوسي حرم مطهر و در « شارع الطوسي » قرار دارد. اين جا سكونت گاه شيخ الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن طوسي بود كه در سال هاي 448 ق تا 460ق، يعني به هنگام هجرتش به نجف، ساخت و در آن جا مي زيست. او پيش از آن در بغداد اقامت داشت و از محضر شيخ مفيد و سيد مرتضي بهره مي برد. و پس از وفات سيد مرتضي به مرجعيت شيعه رسيد. شيخ طوسي وصيت كرد كه از اين مكان به عنوان مسجد استفاده كنند و خود او را نيز، پس از مرگ، در آن جا به خاك بسپارند. در عصر شاه عباس ساختمان اين آستان به همت شيخ بهايي از نو برپا شد. در 1298 ق نيز سيد حسين نوه سيد مهدي بحر العلوم بناي فرسوده آن را از نو ساخت. قسمت شرقي آستان در 1369 ق به هنگام احداث فلكه اطراف صحن تخريب شد كه باقي مانده آن بنا هم چنان هست و گنبدي به رنگ سبز دارد.1 شيخ طوسي تاليف فراواني در علم هاي گوناگون اسلامي از خود برجاي گذاشته است. نقش او در توسعه و رونق حوزه علميه در نجف بر همگان روشن است

محمد بن حسن طوسي، در ماه مبارک رمضان 385 در طوس زاده شد. پس از گذراندن مراحل مقدماتي در طوس، در سن بيست و سه سالگي به حوزه علميه بغداد که در آن زمان يکي از بهترين حوزه هاي شيعي بود، رهسپار گرديد. در بغداد نزد شيخ مفيد، زعيم حوزه، زانوي شاگردي زد و پس از مدتي به درجه اجتهاد رسيد و کتاب وزين «تهذيب الاحکام» را به رشته تحرير درآورد.
شيخ طوسي در سال 436هـ . ق. پس از فوت سيد مرتضي، به مقام زعامت مردم و رياست حوزه علميه بغداد رسيد و به راهنمايي مردم، تربيت شاگردان و اداره حوزه عليمه مشغول گرديد. از محضر او عالمان زيادي کسب فيض کرده اند. در تاريخ آمده است که سيصد مجتهد در درس او حاضر مي شدند؛ از جمله شاگردان مبرّز او: اسحاق بن بابويه قمي، ابن شهر آشوب، ابو الفتح کراجکي و ديگران را مي توان نام برد.
در سال 447هـ. ق. طغرل بيگ سلجوقي به بغداد حمله کرد و محله شيعه نشين اين شهر را به خاک و خون کشيد و اموال شيعيان را به غارت برد. او به کتابخانه ها هم رحم نکرد و آنها را به آتش کشيد; از جمله کتابخانه بزرگ «ابونصر شاپوري» در سال 449هـ.ق. در آتش سوخت. مأموران حکومتي به منزل شيخ حمله کردند و کتابهاي او را به آتش کشيدند. شيخ طوسي براي حفظ ميراث شيعه و حوزه علميه شيعه، از بغداد به نجف اشرف هجرت کرد و سنگ بناي حوزه اي را بنيان نهاد که هزار سال است نورافشاني مي کند.
وي بيش از 51 اثر گرانسنگ نوشت که از آن جمله مي توان به: «التبيان في تفسير القرآن» در 10 جلد، تهذيب، استبصار و... اشاره نمود.
شيخ طوسي پس از 76 سال عمر پربرکت، در 22 محرم 460 به ديار باقي شتافت. پيکر پاکش را در منزل مسکوني وي دفن کردند و بنابر وصيت او، منزلش تبديل به مسجد گرديد. هم اکنون در سمت شمال بقعه علوي مسجد طوسي معروف و مرقدِ بدنِ مطهّر اوست

سيد ابوالحسن اصفهاني

سيد ابوالحسن در 1284هـ.ق. در روستاي کوچک «مديسه» از توابع «لنجان» استان اصفهان ديده به جهان گشود. پس از اتمام دوره ابتدايي، وارد حوزه علميه اصفهان گرديد و از محضر بزرگاني چون: آية الله محمد ابراهيم کلباسي، حکيم قشقايي، سيد محمد باقر درچه اي، و چهارسوقي بهره مند گرديد. در 24 سالگي براي کسب سطوح عالي حوزه به نجف اشرف هجرت کرد و در درس حضرات آيات: آخوند خراساني، سيد محمدکاظم يزدي و ميرزا حسن شيرازي شرکت جست. سه سال هم در کربلا و سامرا به سر برد.

در 1355هـ.ق. پس از فوت آيت الله نائيني مرجعيت ديني و زعامت حوزه را برعهده گرفت. سيد ابوالحسن اصفهاني تنها يک فقيه نبود، بلکه خصوصيات اخلاقي از او مرجعي عارف ساخته بود.

از بارزترين خصوصيات او گذشت بود. به عنوان نمونه در 1349هـ.ق. شخصي که کينه خصوصي با ايشان داشت، فرزند برومندش سيد محمدحسن را در صف نماز جماعت به قتل رساند. قاتل پس از ارتکاب جرم دستگير و زنداني شد. خبر به ايشان رسيد، فوراً شخصي را به عنوان نماينده خود به دادگستري فرستاد تا اسباب آزادي قاتل فرزندش را فراهم کند.

از خصوصيات ديگر او ساده زيستي بود. يکي از علما در اين باره نقل مي کند: «از کوچه اي که خرابه اي در آن قرار داشت، به همراه آيت الله اصفهاني مي گذشتم، ايشان به من فرمود: من با خانواده ام پانزده روز در اين خرابه ساکن بوديم، چون صاحبخانه ما به من گفته بود که ديگر راضي نيست در خانه اش باشيم، به ناچار آنجا را تخليه و به اين خرابه منتقل شديم تا اينکه خانه ديگري اجاره کرديم.»

سيد ابوالحسن اصفهاني نسبت به مال و اموال دنيا بي اعتنا بود و با وجود اينکه خودش نياز داشت به فقرا کمک مي کرد. آيت الله محمدتقي شيرازي که از وضعيت آيت الله اصفهاني آگاه شد 500 ليره طلا برايش فرستاد تا براي خود منزلي تهيه کند. آيت الله اصفهاني آن مبلغ را به نانوايان شهر داد تا براي تهيدستان و طلاب نان بپزند.

آيت الله ابوالحسن اصفهاني در شب 9 ذي الحجه 1365 در سن 81 سالگي دار فاني را وداع گفت. پس از تشييع، او را در صحن مطهر امام علي(عليه السلام) به خاک سپردند.

منبع: ره توشه عتبات عاليات؛ جمعي از نويسندگان

علامه حلی

علامه حلّي در شب 29 رمضان 648 هـ . ق. در شهر عالم پرور حلّه ديده به جهان گشود. در سنين کودکي به دانش اندوزي مشغول شد و به قدري پيش رفت که ملقّب به «جمال الدين» گرديد. وي در زادگاهش که در آن روزگار از مراکز علمي ـ فرهنگي شيعي به شمار مي رفت، از محضر بزرگاني چون: پدرش شيخ يوسف سديدالدين، محقق حلّي، خواجه نصيرالدين طوسي و ابن ميثم بحراني استفاده کرد. علامه حلي پس از فوت محقق حلي در حالي که هنوز 28 سال از زندگيش گذشته بود، مرجعيت تقليد مردم را به عهده گرفت.

همزمان با اين اوضاع، در ايران سلطان محمد اولجايتو در نزديکي شهر ابهر، شهري به نام «سلطانيه» بنا کرد و در آنجا به سراسر کشور پهناور ايران حکمراني مي کرد. سلطان روزي عصباني شد و در حال عصبانيت زن خود را سه طلاقه کرد، ولي بعد پشيمان شد؛ لذا علماي اهل سنت را جمع کرد تا چاره اي بينديشند. تمام علماي اهل سنت حکم به عدم زوجيت داده، گفتند: بايد از همديگر جدا شويد[1]. يکي از علما که ناراحتي سلطان را مشاهده کرد، به او گفت: عالمي در حلّه زندگي مي کند که اين نوع طلاق را قبول ندارد. سلطان محمد پيکي را به حلّه فرستاد تا علامه را به ايران بياورند. پس از مدتي علامه حلّي به دربار سلطان محمد رفت و در جلسه اي با حضور علماي اهل سنت، با دلايل متقن ثابت کرد به اين دليل که دو شاهد هنگام اجراي طلاق حضور نداشته اند، طلاق باطل و زوجيت ثابت است. پس از اين جلسه، شاه که به قدرت علمي علاّمه حلّي پي برده بود، جلسه مناظره ميان علماي اهل سنت و علاّمه حلّي برگزار کرد که در نتيجه، علامه با دلايل متقن ولايت امام علي(عليه السلام) را به اثبات رساند. پس از اين جلسه، سلطان محمد شيعه شد و به سلطان محمد خدابنده مشهور گرديد. شاه دستور داد تشيع مذهب رسمي ايران باشد و نيز به نام دوازده امام خطبه خواند و دستور داد در تمام شهرهاي ايران، به نام ائمه سکه بزنند و سر در مساجد و اماکن متبرکه را به نام ائمه مزيّن کنند. علاّمه حلّي 10 سال ملازم سلطان بود تا اينکه پس از ده سال در 716 سلطان فوت کرد و علامه به وطنش بازگشت.

از عادات نيکوي او اين بود که هر هفته روزهاي پنج شنبه، از حلّه به زيارت امام حسين(عليه السلام) مي رفت و اين عادت تا پايان عمرش دوام داشت.

علاّمه حلّي پس از عمري تلاش و گسترش فرهنگ تشيع در سن 78 سالگي و در 21 محرم 726 دار فاني را وداع گفت. مردم علاقمند به او، پيکر پاکش را از حلّه تا نجف اشرف تشييع کرده و در حرم مطهر امام علي(عليه السلام) به خاک سپردند. از شمال ايوان طلا دري به رواق علوي گشوده شده است. پس از ورود به سمت راست، حجره اي کوچک داراي پنجره فولادي، مقبره شريف علاّمه حلّي است. (منبع: ره توشه عتبات عاليات؛ جمعي از نويسندگان)

حسن بن يوسف بن مطهر حلي، از عالمان بزرگ قرن هفتم هجري، در حجره اي ميان ايوان طلاي صحن مرقد امام علي(عليه السلام) به خاك سپرده شده است. هنگام ورود به داخل رواق مقدس، قبر او در سمت راست به چشم مي خورد. علامه حلي، بيش از صد جلد كتاب در فقه، اصول و ساير علم ها تأليف كرد.

شيخ مرتضي انصاري

شيخ مرتضي انصاري در عيد غدير 1214 در شهر دزفول ديده به جهان گشود. مادرش که زني مؤمنه بود، قبل از تولد فرزندش در خواب ديد که امام صادق(عليه السلام) قرآني با جلد طلاکاري شده به او دادند. معبرين خواب، خوابش را به فرزندي عالم و پارسا تعبير کردند. مرتضي پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي در زادگاهش در 1232هـ.ق. همراه پدرش محمدامين ـ که از علماي دزفول به شمار مي رفت ـ به کربلا هجرت کرد. مرتضي در کربلا ماند و پدر به دزفول بازگشت. وي در کربلا از محضر شيخ حسين انصاري، شريف العلما، سيد محمد مجاهد و... استفاده کرد. در 1266هـ.ق. شيخ محمدحسن صاحب جواهر در لحظات آخر عمر شيخ مرتضي انصاري را به عنوان مرجع بعد از خود معرفي کرد و در نتيجه پس از فوت صاحب جواهر، زعامت و مرجعيت مردم را برعهده گرفت. شيخ مرتضي انصاري براي کسب فيض از علماي ديار ديگر به شهرهاي بروجرد، اصفهان، کاشان، ري و مشهد هجرت کرد و چند صباحي در اين شهرها ماندگار شد و سپس به نجف بازگشت.

ميرزا حبيب الله رشتي، شيخ انصاري را مي ستايد و درباره او مي فرمايد: «شيخ سه چيز ممتاز داشت؛ علم، رياست و تقوا. رياست را به ميرزا محمدحسن شيرازي، علم را به من داد و تقوا را با خود به گور برد.»

شيخ اعظم انصاري در 18 جمادي الثاني 1281 در 67 سالگي دار فاني را وداع گفت. پيکر پاکش را پس از تشييع در حجره غربي، متصل به باب قبله صحن اميرالمؤمنين به خاک سپردند.

منبع: ره توشه عتبات عاليات؛ جمعي از نويسندگان

مقدس اردبیلی

ملاّ احمد مقدّس اردبيلي در قرن دهم هجري در اردبيل ديده به جهان گشود. پس از گذراندن دوران کودکي، براي کسب علوم و معارف اسلامي به نجف اشرف هجرت کرد. وي در آنجا فقه و علوم نقلي را از محضر سيدعلي صائغ و فلسفه را از جمال الدين محمود فراگرفت.

مقدس اردبيلي به قدري متقي و پرهيزکار بود که به «مقدس» ملقب گشت. علامه مجلسي درباره او مي گويد: «محقق اردبيلي در قداست نفس و تقوا و زهد و فضل، به مقام نهايي رسيد و در ميان عالمان متقدم و متأخر شخصيت بزرگي چون او را سراغ ندارم... کتب او داراي بالاترين مراتب دقت نظر و تحقيق است.»

شاه عباس صفوي بسيار به او علاقمند بود و از او دعوت کرد به اصفهان برود، ولي او نپذيرفت و در نجف ماندگار شد و به سروسامان دادن حوزه علميه نجف پرداخت. سيد حسن صدر در باره نقش مقدس اردبيلي در باره احياي دوباره حوزه نجف مي نويسد: «در زمان مقدس اردبيلي، دوباره کوچ علمي به نجف آغاز شد. حوزه تقويت يافت و مردم از اطراف و ديگر شهرها و بلاد، به آنجا روي آوردند و آن شهر به صورت بزرگترين مرکز علمي درآمد.»
از عادات مقدس اردبيلي اين بود که به هيچ عنوان از هيچ کس تملّق و چاپلوسي نمي کرد. در سالي از سال ها شخصي از اصفهان به نجف آمد و از مقدس اردبيلي خواهش کرد که واسطه شود تا شاه از تقصير او بگذرد، مقدس اردبيلي براي او نوشت: «باني ملک عاريت، عباس! بدان که اگر چه اين مرد اوّل ظالم بود، اکنون مظلوم مي نمايد؛ چنانکه از تقصير او بگذري شايد حق تعالي از پاره اي تقصيرات تو بگذرد بنده شاه ولايت، احمد اردبيلي.» همانطور که از متن نامه مشخّص است، او حتي يک کلمه از شاه تمجيد نکرده است.

وي در سال 993هـ . ق. در نجف اشرف ديده از جهان فروبست. او را در اتاقي که در ايوان طلا، جنب گلدسته جنوبي واقع شده، دفن نمودند.

منبع: ره توشه عتبات عاليات؛ جمعي از نويسندگان

احمد بن محمد اردبيلي از عالمان قرن دهم هجري است كه در 993 ق وفات يافت و در ايوان حرم امام علي(عليه السلام) داخل اتاقي در كنار مناره جنوبي دفن شد.5 به هنگام ورود به داخل رواق، قبر مقدس اردبيلي در سمت چپ ديده مي شود.

ابن طاووس(589 ـ 664ق)

رضي الدين علي بن موسي مشهور به ابن طاووس، از عالمان و محدثان شيعي بود و تأليف مشهور اللهوف علي قتلي الطفوف از اوست. جنازه او را پس از فوت به نجف آوردند و در جوار امام علي(عليه السلام) به خاك سپردند.

علامه بحرالعلوم

(1155 ق ـ 1212 ق)

آرامگاه سيد محمدمهدي طباطبايي، معروف به بحرالعلوم، و فرزندان او كنار آستان شيخ طوسي قرار دارد. در حال حاضر اين آستان داراي گنبد و عمارت بسيار زيبا و كاشي كاري شده است كه در اواخر قرن چهاردهم ساخته شده است.7
علامه بحرالعلوم علاوه بر كارهاي علمي، به ويژه تعيين ميقات هاي احرام و حدود مني و عرفات، اقدام زيادي در عمران و آباداني مرقد مطهر انجام داد

محمدمهدي فرزند سيد مرتضي طباطبايي، در شوال 1155 در شهر مقدس کربلا متولد شد. شبي که سيد ديده به جهان گشود، پدرش در خواب ديد که امام رضا(عليه السلام) به محمدبن اسماعيل بن ربيع از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جواد(عليهم السلام) دستور داد شمعي بر فراز بام خانه سيد مرتضي برافروزد. وقتي آن را روشن ساخت نوري از آن شمع به آسمان بالا رفت که نهايت نداشت.
محمدمهدي، علوم مقدماتي حوزه را نزد پدرش فراگرفت و پس از تکميل دروس مقدماتي و سطح، از محضر بزرگاني چون: وحيد بهبهاني، شيخ يوسف بحراني و... استفاده کرد و موفق به کسب اجتهاد در سنين جواني گرديد. وي در سال 1186 به مشهد مقدس هجرت و هفت سال از عمرش را در کنار بارگاه منوّر امام رضا(عليه السلام) سپري کرد و در اين مدت در درس ميرزا مهدي اصفهاني خراساني شرکت جست. همچنين در سال 1193 به حجاز سفر کرد و دو سال در مکه به درس و بحث اشتغال داشت. از آثار حضور علامه بحرالعلوم، شرکت طلاب اهل سنت در درس او بود که بر اثر همين روشنگريها، امام جمعه شهر مکه در سن هشتاد سالگي شيعه شد.
علاّمه در طول حيات علمي خود، شاگردان زيادي را تربيت کرد؛ از جمله: شيخ جعفر کاشف الغطا، ملاّ احمد نراقي، حجة الاسلام سيد محمد باقر شفتي و...
علامه بحرالعلوم خدمات اجتماعي ارزنده اي نيز انجام داد که به برخي از آنها اشاره مي کنيم:
1. تعيين جايگاه مرقد هود و صالح در قبرستان وادي السلام.
2. بناي مقام حضرت مهدي در صحن مسجد سهله.
3. تعمير مسجد شيخ طوسي.
4. تأسيس کتابخانه خطي بحرالعلوم.
5. اضافه کردن اراضي به حرم مطهر امام علي(عليه السلام) و...
سرانجام علامه بحرالعلوم در 24 ذي حجه 1212 به ديار باقي شتافت. پيکر پاکش را پس از تشييع در کنار قبر شيخ طوسي به خاک سپردند

ملا احمد نراقي(1185 ق ـ 1245 ق)

ملا احمد نراقي فرزند مهدي، از مراجع شيعه در ابتداي عصر قاجار و استاد شيخ مرتضي بود. او در 1245 ق در نراق از دنيا رفت و در نجف دفن شد. ملا احمد را در صحن مطهر، نزديك ايوان بزرگي كه در ضلع شمالي حرم واقع است، كنار پدرش به خاك سپردند. وي داراي آثار زيادي از جمله معراج السعادة است.

ميرزاي شيرازي(1230 ق ـ 1312ق)

سيد محمد حسن فرزند ميرزا محمود، شاگرد شيخ مرتضي انصاري، مرجع تقليد شيعه و صاحب فتواي معروف تحريم تنباكو است. وي در 1312 ق در سامراء از دنيا رفت و در مجاورت صحن مطهر امام علي(عليه السلام) در مدرسه اي بيرون از صحن مطهر، قسمت شرقي باب طوسي دفن شد.

ميرزا حسين نوري(1254 ق ـ 1320 ق)

وي از شاگردان ميرزاي شيرازي و شيخ مرتضي انصاري و صاحب تأليف معروف مستدرك الوسايل است كه در 1320 ق وفات يافت. قبر او در صحن امام، در سومين ايوان شرقي باب القبله، واقع است.

سيد اسدالله شفتي(ف1265ق)

فرزند محمد باقر شفتي و از عالمان بزرگ اصفهان و شاگرد صاحب جواهر است كه در 1290 ق به هنگام سفر به عتبات، در كرند از دنيا رفت. بدن او را به نجف انتقال دادند و در صحن امام، در اولين مقبره شرقي باب القبله، به خاك سپردند.

شيخ عباس قمي(ف1359)

شيخ عباس محدث قمي، صاحب كتاب هاي مشهور مفاتيح الجنانو منتهي الآمال و از شاگردان ميرزا حسين نوري است. وفات او در 1359 ق اتفاق افتاد و در صحن مطهر امام، در سومين ايوان شرقي باب القبله، كنار ميرزا حسين نوري دفن شد.



علامه نائيني(ف 1355ق)

ميرزا محمد حسين نائيني در 1355 ق در نجف وفات يافت و در صحن، در پنجمين مقبره جنوبي درب بازار، به خاك سپرده شد.13 وي عالم و مرجع شيعه و شاگرد ميرزاي شيرازي بود و در جريان انقلاب مشروطيت از انديشمندان و متفكران سياسي معاصر به شمار مي رفت كه هدايت فكري و عملي انقلاب مشروطه را تا پيروزي آن، همراه آخوند خراساني، بر عهده داشت. كتاب تنزيه الامه و تنبيه الملهوي حاوي انديشه هاي سياسي او درباره مشروطيت است.


سيد ابوالحسن اصفهاني(1284 ق ـ 1365 ق)

سيد ابوالحسن اصفهاني از مراجع بزرگ شيعه و از شاگردان سيد محمد باقر درچه اي و آخوند كاشي است. او در 1365 ق فوت كرد و در درگاه ورودي دروازه شرقي صحن مطهر دفن شد.


شيخ محمد حسين كمپاني(1296 ق ـ 1361 ق)

شيخ محمد حسين فرزند حاج محمد حسن اصفهاني، معروف به كمپاني، در 1361ق از دنيا رفت و در ايوان حرم در اطاق كوچكي، بين مناره شمالي و مقبره علامه حلي، به خاك سپرده شد. كمپاني داراي تأليفات بسيار در فقه و اصول و شاگرد آخوند خراساني بود.


شيخ جعفر تستري(1230ق ـ 1303ق)

شيخ جعفر شوشتري يا تستري در 1302 ق از دنيا رفت. قبر او، پشت ساختمان حرم در راهروي سرپوشيده، در اولين حجره سمت راست قرار دارد. شوشتري شاگرد صاحب جواهر و از رجال شناسان معاصر بود و تاليف او درباره رجال شهرت فراواني دارد.


آخوند خراساني(1255ق ـ 1329ق)

شيخ محمد كاظم خراساني مشهور به آخوند خراساني عالم معاصر از شاگردان شيخ مرتضي انصاري و ميرزاي شيرازي است. او تأليف گران قدر و مشهوري با عنوان كفاية الاصول دارد كه امروزه متن درسي حوزه هاي علميه است و فرزندان او به همين سبب فاميل كفايي را برگزيده اند. آخوند خراساني از رهبران مذهبي و فكري مشروطيت در نجف اشرف بود و همراه علامه نائيني به حمايت از مشروطيت در ايران مي پرداخت. وي در 1329 ق وفات يافت در راهروي ورودي صحن مطهر از سمت شرق در مقبره جنوبي آن به خاك سپرده شد.


سيد محمد كاظم يزدي(1247ق ـ 1328ق)

سيد محمد كاظم طباطبايي، مشهور به يزدي، شاگرد ميرزاي شيرازي و صاحب كتاب معروف عروة الوثقياست. وفات او در 1337 ق اتفاق افتاد و او را در صحن مطهر در مقبره بزرگي واقع در دومين ايوان غربي باب طوسي دفن كردند. يزدي از هم فكران شيخ فضل الله نوري و از طرف داران تفكر مشروطه مشروعه بود.

شيخ محمّد جعفر كاشف الغطاء(ف1227ق)
در محله عِماره، قبر يكي از فقيهان و بزرگان عرصه علم و سياست، شيخ جعفر مشهور به كاشف الغطاء، قرار دارد كه يكي از شاگردان و مريدان او به نام شيخ اكبر اين مقبره را بنا كرد و خود نيز بعدها در همان جا دفن شد. مدرسة المعتمد مشهور به مدرسه كاشف الغطاء از بناهاي باقي مانده اوست.

سيد ابوالقاسم خويي(1317 ق ـ 1413 ق)
قبر سيد ابوالقاسم خويي در صحن مطهر، ضلع شرقي، ورودي مسجد الخضراء واقع است. سيد ابوالقاسم خويي از عالمان و مراجع تقليد معاصر، شاگرد محمد حسين كمپاني و علامه نائيني بود. وي مدتي رييس حوزه علميه نجف بود و براي گسترش حوزه ها و مدرسه هاي علمي در نقاط مختلف كشورهاي اسلامي تلاش زيادي كرد.

سيد مصطفي، در سال 1309هـ.ش. در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پس از گذراندن دوران ابتدايي، در مدارس دولتي، در سال 324 وارد حوزه علميه شد و پس از شش سال با موفقيت دروس سطح حوزه را سپري کرد. وي در اين سال ها از محضر استادان: شيخ مرتضي حائري، شهيد محمّد صدوقي، شيخ عبدالجواد اصفهاني جبل عاملي و... بهره برد. سيد مصطفي پس از اتمام سطح، در درس خارج حضرات آيات: پدر بزرگوارش، آيت الله سيد محمد حجت و... شرکت نمود. هنگامي که امام به ترکيه و عراق تبعيد شد، وي هم ملازم و همراه امام بود.
سيد مصطفي از نظر علمي در سطح بالايي قرار داشت و در مدت عمر کوتاهش توانست هفده جلد کتاب تأليف کند که يکي از آنها «تفسير القرآن الکريم» است که ناتمام ماند.
وي خصوصيات ارزنده زيادي داشت که مهمترين آن عشق به امام حسين(عليه السلام) بود. محمد حسن رحيميان در اين باره مي گويد: «يکي از خصوصيات حاج آقا مصطفي اين بود که ايشان مقيد به پياده روي از نجف به کربلا در تمام زيارتهاي مخصوصه امام حسين بود. در سال معمولاً «15 شعبان، عرفه، اربعين و نيمه رجب» که مردم نجف پياده به کربلا مي رفتند، ايشان هر سال در چند مناسبت پياده به کربلا مي رفت. گاهي مي شد که کف پاي او تاول هايي مي زد که خونابه از آن راه مي افتاد و کاملاً مجروح مي شد ولي باز هم به راه رفتن ادامه مي داد.»
مقام معظم رهبري ضمن ستايش از سيد مصطفي درباره ايشان مي فرمايد: «مرحوم سيد مصطفي خميني، يکي از شخصيتهاي بالقوه و بالفعل اسلام بود. روزي که ايشان شهيد شدند. در حدود سنين 47 يا 48 سالگي بودند و در آن سن جزو ممتازين کساني بود که در حوزه علميه قم، نجف و مشهد... وجود داشت. بنده ايشان را به عنوان يک چهره برجسته حوزه علميه قم از سال هاي قبل مي شناختم.»
رژيم شاه که مي خواست ضربه روحي به امام وارد سازد و هم يکي از ارکان انقلاب را از ميان ببرد، در 1 / 8 / 56 او را توسط زهر به شهادت رساند. مردم مسلمان نجف پيکر پاکش را با آب فرات غسل داده، در محل خيمه گاه امام حسين(عليه السلام) کفن کرده و پس از انتقال به نجف، در حرم مطهر امام علي(عليه السلام) در مقبره زير گلدسته جنوبي در ايوان طلا به خاک سپردند



از ديگر عالمان دفن شده در نجف اشرف:
فخر الدين طريحي، صاحب كتاب مجمع البحرين، لغت شناس و اديب معاصر كه در 1075 ق فوت كرد و در محله براق دفن شد.
محمد مهدي قزويني عالم معاصر(1300 ق). قبر وي روبه روي مقبره شيخ محمد حسن صاحب جواهر است.
مقداد بن عبدالله حلي، صاحب العرفان في فقه القرآن،(741 ق).
عبدالعال كركي، معروف به محقق ثاني و شهيد ثالث در عهد سلطان طهماسب اول صفوي.
سيد اسماعيل بهبهاني تهراني.
سيد مصطفي خميني(1356 ش) فرزند حضرت امام. قبر او در ايوان حرم مطهر واقع است.
سيد محمد باقر صدر كه در وادي السلام دفن است.
ميرزا احمد مجتهد تبريزي، مقابل مقبره شيخ طوسي با گنبدي سبزرنگ.
علامه محمد بن هلال صابي ملقب به غرس النعمه(664 هـ ق).
جمال الدين محمد بن طاووس، برادر ابن طاووس مشهور(63 ق).
عبدالكريم بن طاووس، برادر ابن طاووس(693 ق). او تأليفي در باب نجف با عنوان فرحة الغري دارد.
مير محمد حسين، امام جمعه اصفهان در عصر قاجار.
حاجي محمد مهدي، امام جمعه اصفهان در دوره قاجار.
حاجي محمد ابراهيم قزويني.
شيخ احمد جزايري، صاحب آيات الاحكام(1251 ق).
آقا محمد باقر بن محمد باقر هزار جريبي(1205 ق).
ميرزا فتح الله حسيني ابوالمظفر(1206 ق).
علي نقي كمره اي فراهاني(1060 ق).
عبدالرزاق كاشاني(1246 ق).
سيد رضا خان الهي كرماني(1100 ق).
ملا محمد مهدي نراقي.
شرابياني.
سيد محمد سعيد حبوبي، از شاعران معاصر.



[1] طبق نظر اهل سنت که سه طلاق در يک مجلس را معتبر مي دانند

 
جوملا نرم افزار آزاد تحت مجوز GNU/GPL نسخه 2.0
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط
 

اوقات شرعی