آداب سفر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط مهاجر   
چهارشنبه, 27 فروردین 1393 ساعت 13:36

احكام فقهى سفر زيارتى عتبات؛ ص9

احكام و آداب‏ سفر

در اين قسمت گوشه‏اى از احكام و آداب سفر را با استفاده از منابع فقهى در سه بخش: «پيش از سفر»، «در سفر» و «نماز مسافر» مى‏آوريم:

پيش از سفر

اين كارها پيش از سفر و هنگام آغاز آن مستحب است:

1. طلب خير از خداوند؛ بدين معنى كه از خداوند، خير و خوبى در اين سفر را درخواست كند.

2. اطلاع دادن به دوستان و بستگان و حلاليّت طلبيدن از آنان.

3. وصيت كردن، به خصوص نسبت به امور واجب.

4. انتخاب همسفران مناسب و هم شأن خود از نظر اخلاقى و اقتصادى.

5. انتخاب زمان مناسب براى سفر، كه در ايام هفته، روزهاى شنبه و پس از آن، روزهاى سه شنبه و پنجشنبه مستحب است و روز جمعه، قبل از نماز جمعه به سفر رفتن مكروه است. اگر در ساير ايام هفته لازم شد به سفر برود، صدقه بدهد و برود.

6. خواندن دعاى سفر و آيات و سوره‏هاى قرآنى و دعاهاى ديگرى كه وارد شده است و از جمله آنهاست، سوره قدر «انا انزلناه في ليلة القدر ...»، آية الكرسى از «لا اله الّا هو الحيّ القيوّم تا ... هم فيها خالدون» و سوره‏هاى حمد «الحمد للَّه‏ربّ العالمين ...»، ناس‏ «قل أعوذ بربّ الناس ...» و فلق‏ «قل أعوذ بربّ الفلق ...».

7. صدقه دادن در آغاز سفر، و بهتر است هنگام سوار شدن به وسيله نقليه صدقه بدهد.

8. غسل كردن پيش از بيرون رفتن براى زيارت.[1]

در سفر

هر چند احكام و آداب سفر بسيار است و به تناسب افراد و مكان‏ها نيز احكام و آداب خاصى دارد و بسيارى از آن‏ها در بخش آداب زيارت و در بخش‏هاى ديگر اين نوشته خواهد آمد ولى گوشه‏اى از آن‏ها بدين شرح است:

1. مستحب است زاد و توشه لازم و كافى به همراه داشته باشد.

2. با همسفران خود با اخلاق نيكو رفتار كند.

3. به افراد ضعيف و مريض در طول سفر كمك كند.

4. به خدمت‏كاران حرم‏هاى مطهر كمك و انفاق كند.

5. به فقرا و مساكين محل صدقه بدهد.[2][3]

---------------------------------------------------

ادعيه و آداب حرمين در عمره مفرده ؛ ؛ ص21

ب: آداب‏ سفر

آداب و ادعيه سفر بسيار است، و ما در اينجا به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

1- وصيّت: مستحب است انسان قبل از شروع به سفر وصيّت كند، خصوصاً نسبت به حقوق واجبه و اداء دُيون. در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز درباره وصيّت كردن به ويژه براى كسى كه قصد سفر دارد، تأكيد زيادى شده است.

2- آگاه نمودن برادران دينى و آشنايان: از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند: از حقوق مسلمان بر برادر دينى خود، يكى اين است كه هرگاه خواست سفر كند آنان را مطّلع سازد، و او بر برادران ايمانى حق دارد كه پس از مراجعت‏ به ديدارش بيايند.

3- دعاى سفر: مجلسى در تحفة الزائر مى‏فرمايد:

مستحب است كه پيش از مسافرت غسل كند، و بگويد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ وَعَلى‏ مِلَّةِ رَسُولِ «بنام خدا و با استعانت از او، نيرو و توانى جز به وسيله او نيست، بر آيين رسول خدا و اللَّهِ وَالصَّادِقِينَ عَنِ اللَّهِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ. اللَّهُمَّ برگزيدگان راستين از سوى خداوند- كه درود خداوند بر همه آنها باد- مى‏باشم، خداوندا! طَهِّرْ بِهِ قَلْبِي وَاشْرَحْ بِهِ صَدْرِي وَنَوِّرْ بِهِ قَبْرِي. اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي به وسيله اين غسل دلم را پاك كن و سينه‏ام را گشاده، و قبرم را روشنايى بخش خداوندا! نُوراً وَطَهُوراً وَحِرْزاً وَشِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَآفَةٍ وَعاهَةٍ وَسُوءٍ مِمَّا آن را برايم نور، پاكيزگى، مصونيت، شفاى از هر بيمارى و آفت و آسيب و أَخافُ وَأَحْذَرُ، وَطَهِّرْ قَلْبِي‏وَجَوارِحِي وَعِظامِي وَدَمِي وَشَعْرِي ناخوشى كه از آن بيمناكم قرار بده، دل، جوارح، استخوان‏ها، خون، مو، پوست، مُخ، عصب وَبَشَرِي وَمُخِّي وَعَصَبِي وَما أَقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنِّي. اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ و [خلاصه‏] آنچه را كه از من بر روى زمين است پاك و طاهر ساز، خداوندا! آن را شاهد لِي شاهِداً يَوْمَ حاجَتِي وَفَقْرِي وَفاقَتِي إِلَيْكَ يا رَبَّ الْعالَمِينَ، فرمانبرداريم در روز احتياج و نياز و تنگدستى‏ام [در قيامت‏] قرار بده، اى پروردگار جهانيان،

إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ».

كه تو بر هر چيز توانايى.»

4- پس از جمع كردن خانواده خود و خواندن دو ركعت نماز و تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام و آية الكرسى و حمد و ثناى الهى و صلوات بر حضرت رسول و آل او بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِي أَسْتَوْدِعُكَ الْيَوْمَ نَفْسِي وَأَهْلِي وَمالِي وَوُلْدِي «خداوندا! امروز به تو مى‏سپارم، خودم، خانواده‏ام، دارايى‏ام، فرزندانم، وَمَنْ كانَ مِنِّي بِسَبِيلِ الْإِيمانِ الشَّاهِدَ مِنْهُمْ وَالْغائِبَ. اللَّهُمَّ و همه منسوبين حاضر و غايب مؤمنم را، خداوندا! احْفَظْنا بِحِفْظِ الْإِيمانِ وَاحْفَظْ عَلَيْنا. اللَّهُمَّ اجْمَعْنا فِي رَحْمَتِكَ ما را در حفاظ ايمان نگاهدار و بر ما حافظ باش. خدايا! ما را تحت پوشش رحمتت وَلا تَسْلُبْنا فَضْلَكَ إِنَّا إِلَيْكَ راغِبُونَ. اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ گرد آور و فضل و احسانت را از ما باز نگير كه ما به تو راغبيم. خداوندا! از دشوارى وَعْثاءِ السَّفَرِ وَكَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَسُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَالْمالِ سفر، افسردگى بازگشت و از بدنمايى و بى‏آبرويى در ميان خانواده و مال وَالْوَلَدِ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ. اللَّهُمَّ إِنِي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ هذَا التَّوَجُّهَ و فرزند در دنيا و آخرت به تو پناه مى‏بريم، خداوندا! من به قصد رضايت‏ طَلَباًلِمَرْضاتِكَ وَتَقَرُّباًإِلَيْكَ، اللَّهُمَ‏فَبَلِّغْنِي ما أُؤَمِّلُهُ وَأَرْجُوهُ فِيكَ تو و نزديكى به درگاهت بدينگونه به تو روى آورده‏ام، خداوندا! پس مرا به آرزو و اميدى كه به تو وَفِي أَوْلِيائِكَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

وبه اوليايت دارم، برسان اى مهربان‏ترين مهربانان.»

5- روايت شده‏ كه مسافر پيش از سفر، سوره حمد و قُل أَعوذُ بِرَبِّ النّاس‏ و قُل أَعوذُ بِرَبِ الفَلَق‏ و آيةُالكُرسى و سوره‏ إِنّا أَنزَلناهُ فِي لَيلَةِ القَدْرِ و آيات 191 تا 194 سوره آل عمران را كه از اين قرار است بخواند:

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ «مسلّماً در آفرينش آسمان‏ها و زمين و آمد و رفت شب وَالنَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ* الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً و روز نشانه‏هايى براى خردمندان است. آنان خدا را ايستاده وَقُعُوداً وَعَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خفته‏اند، ياد مى‏كنند و در اسرار آفرينش آسمان‏ها وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ و زمين مى‏انديشند (ومى‏گويند:) پروردگارا! اين‏ها را بيهوده نيافريدى، تو منزّهى، ما را از عذاب‏ النَّارِ* رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَما لِلظَّالِمِينَ آتش نگاهدار، پروردگارا! تو هر كس را به آتش وارد سازى، او را خوار ساخته‏اى و ستمكاران را مِنْ أَنْصارٍ* رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْايمانِ أَنْ آمِنُوا ياورى نمى‏باشد. پروردگارا! منادى ايمان را شنيديم كه مى‏گفت ايمان آوريد بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَتَوَفَّنا به‏پروردگارتان، وماايمان‏آورديم، پروردگارا! گناهان ما را ببخش و بدى‏هاى ما را بپوشان و ما را بميران مَعَ الْأَبْرارِ* رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَلاتُخْزِنا بانيكان. پروردگارا! آنچه‏را كه به‏وسيله پيامبرانت وعده داده‏اى به ما عنايت كن و رسوايمان مساز يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لاتُخْلِفُ الْمِيعاد.

در روز رستاخيز كه تو از وعده‏ات تخلّف نمى‏ورزى.»

سپس بگويد:

«اللَّهُمَّ بِكَ يَصُولُ الصَّائِلُ وَبِقُدْرَتِكَ يَطُولُ الطَّائِلُ وَلاحَوْلَ «خداوندا! استوارى هر چيز به وسيله تواست، و بخشندگى هر بخشنده‏اى به قدرت لِكُلِّ ذِي حَوْلٍ إِلّا بِكَ وَلاقُوَّةً يَمْتَلِذُها ذُو قُوَّةٍ إِلّا مِنْكَ، أَسْأَلُكَ تواست، نيرويى جز به واسطه تو براى هر نيرومند نيست، از تو مسألت دارم بِصَفْوَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ بَرِيَّتِكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَعِتْرَتِهِ به حق آن انسان برگزيده از ميان آفريده‏هايت و بهترين مخلوقت، پيامبرت محمد صلى الله عليه و آله‏ وَسُلالَتِهِ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَعَلَيْهِمْ، و دودمان او كه بر او و بر آنان درود باد بر محمد و بر آنان رحمت فرست و وَاكْفِنِي شَرَّ هذَا الْيَوْمِ وَضُرَّهُ، وَارْزُقْنِي خَيْرَهُ ويُمْنَهُ، وَاقْضِ لِي گزند و زيان اين روز را از من بازدار، و خير و بركتش به من روزى فرما، و در كارهايم فِي مُتَصَرِّفاتِي بِحُسْنِ الْعاقِبَةِ وَبُلُوغِ الْمَحَبَّةِ وَالظَّفَرِ بِالْأُمْنِيَّةِ عاقبت نيكو برايم مقرّر نمايى، و مرا به محبّت نايل ساز، و دستيابى به آرزو وَكِفايَة الطَّاغِيَةِ الْغَوِيَّةِ وَكُلِّ ذِي قُدْرَةٍ لِي عَلى‏ اذِيَّةٍ، حَتّى‏ اكُونَ و دفع شيطان سركش و گمراه‏گر و هر كس كه توان اذيت مرا دارد يارى كن تا در نتيجه فِي جُنَّةٍ وَعِصْمَةٍ مِنْ كُلِّ بَلاءٍ وَنِقْمَةٍ، وَأَبْدِلْنِي فِيهِ مِنَ الْمَخاوِفِ از هر بلا و مشكل مصون مانم، و بيم مرا به امنيّت، أَمْناً وَمِنَ الْعَوائِقِ فِيهِ يُسْراً، حَتّى‏ لايَصُدَّنِي صادٌّ عَنِ الْمُرادِ و سختى را به راحتى مبدّل ساز، تا آنكه نتواند هيچ كس مرا از رسيدن به مقصودم، مانع وَلا يَحُلَّ بِي طارِقٌ مِنْ اذَى الْعِبادِ، إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ، گردد، و هيچ آسيب رسانى از بندگان، به من دست نيابد، تو بر هر چيز توانايى وَالْأُمُورُ إِلَيْكَ تَصِيرُ، يا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ و بازگشت امور به سوى تو است، اى آنكه چيزى همتايت نمى‏باشد و شنوا و الْبَصِيرُ».

بينا مى‏باشى.»

6- قبل از مسافرت صدقه دهد و پس از آن بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِي اشْتَرَيْتُ بِهذِهِ الصَّدَقَةِ سَلامَتِي وَسَلامَةَ سَفَرِي «خداوندا! من با اين صدقه خريدم سلامتى خويش، سلامت سفرم و سلامت وَما مَعِي، فَسَلِّمْنِي وَسَلِّمْ ما مَعِي وَبَلِّغْنِي وَبَلِّغْ ما مَعِي آنچه را با من است، پس مرا و آنچه را با من است به سلامت دار و به مقصد برسان مرا و آنها را بِبَلاغِكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ».

به نيكى و زيبايى كه از سوى تو است.»

7- در هنگام سوار شدن بگويد: سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لنا هذا وَما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ‏، پس هفت مرتبه بگويد: «سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ».

8- از امام صادق عليه السلام منقول است كسى كه در سفر هر شب آيةالكرسى را بخواند، خود و آنچه با اوست سالم بماند.

9- در سفر تأكيد شده كه مسافر بعد از هر نماز، سى مرتبه بگويد:

«سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَلا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ».

10- در سفر اين دعا را بخواند تا در امان پروردگار باشد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَمِنَ اللَّهِ وَإِلَى اللَّهِ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ. اللَّهُمَّ إِلَيْكَ «بنام‏خدا وبه‏يارى او، وازخداييم، وبه سوى خدا مى‏رويم، و درراه خداگام مى‏نهيم، خدايا! أَسْلَمْتُ نَفْسِي، وَإِلَيْكَ وَجَّهْتُ وَجْهِي، وَإِلَيْكَ فَوَّضْتُ خود را تسليم تو كردم، و به سوى تو رو نمودم، و كارم را به أَمْرِي، فَاحْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمانِ مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ وَمِنْ خَلْفِي وَعَنْ تو سپردم، پس مرا در پناه ايمان، از پيش رو و پشت سر و از يَمِينِي وَعَنْ شِمالِي وَمِنْ فَوقِي وَمِنْ تَحْتِي وَادْفَعْ عَنِّي بِحَوْلِكَ راست و چپ و از سمت بالا و پايين حفظ فرما و به نيرو و تواناييت وَقُوَّتِكَ، فَإِنَّهُ لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِيِ الْعَظِيمِ».

از من دفاع كن كه نيرو و توانى جز به وسيله خداوند والا و بزرگ نمى‏باشد.»[4]

--------------------------------------------------

ادعيه و زيارات مدينه منوره ؛ ؛ ص21

آداب‏ سفر

آداب و ادعيه سفر بسيار است، و ما در اينجا به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

1- وصيّت: مستحب است انسان قبل از شروع به سفر وصيّت كند، خصوصاً نسبت به حقوق واجبه و اداى دُيون. در روايات اهل‏بيت عليهم السلام نيز درباره وصيّت كردن به ويژه براى كسى كه قصد سفر دارد، تأكيد زيادى شده است.

2- آگاه نمودن برادران دينى وآشنايان: از پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند: از حقوق مسلمان بر برادر دينى خود، يكى اين است كه هرگاه خواست سفر كند آنان را مطّلع سازد، و او بر برادران ايمانى حق دارد كه پس از مراجعت به ديدارش بيايند.

3- دعاى سفر: مجلسى در تحفة الزائر مى‏فرمايد:

مستحب است كه پيش از مسافرت غسل كند، و بگويد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ وَعَلى‏ مِلَّةِ رَسُولِ «بنام خدا و با استعانت از او، نيرو و توانى جز به وسيله او نيست، بر آيين رسول خدا و اللَّهِ وَالصَّادِقِينَ عَنِ اللَّهِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ. اللَّهُمَّ برگزيدگان راستين از سوى خداوند- كه درود خداوند بر همه آنها باد- مى‏باشم، خداوندا! طَهِّرْ بِهِ قَلْبِي وَاشْرَحْ بِهِ صَدْرِي وَنَوِّرْ بِهِ قَبْرِي. اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي به وسيله اين غسل دلم را پاك كن و سينه‏ام را گشاده، و قبرم را روشنايى بخش خداوندا! نُوراً وَطَهُوراً وَحِرْزاً وَشِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَآفَةٍ وَعاهَةٍ وَسُوءٍ مِمَّا آن را برايم نور، پاكيزگى، مصونيت، شفاى از هر بيمارى و آفت و آسيب و أَخافُ وَأَحْذَرُ، وَطَهِّرْ قَلْبِي‏وَجَوارِحِي وَعِظامِي وَدَمِي وَشَعْرِي ناخوشى كه از آن بيمناكم قرار بده، دل، جوارح، استخوان‏ها، خون، مو، پوست، مُخ، عصب وَبَشَرِي وَمُخِّي وَعَصَبِي وَما أَقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنِّي. اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ و [خلاصه‏] آنچه را كه از من بر روى زمين است پاك و طاهر ساز، خداوندا! آن را شاهد لِي شاهِداً يَوْمَ حاجَتِي وَفَقْرِي وَفاقَتِي إِلَيْكَ يا رَبَّ الْعالَمِينَ، فرمانبرداريم در روز احتياج و نياز و تنگدستى‏ام [در قيامت‏] قرار بده، اى پروردگار جهانيان‏ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ».

كه تو بر هر چيز توانايى.»

4- خانواده خود را جمع كند و دو ركعت (و بنابر قولى چهار ركعت) نمازبگزارد، در ركعت اوّل حمد و سوره توحيد و در ركعت دوّم حمد و سوره قدر را بخواند، و بعد از نماز تسبيحات حضرت زهراء عليها السلام را بگويد و از خداوند طلب خير كند به اين كيفيت كه بگويد: «أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عافِيَةٍ»، و آيةالكرسى را بخواند، و حمد و ثناى الهى را بجا آورد، و صلوات و تحيّات بر حضرت رسول و آل او بفرستد، و بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِي أَسْتَوْدِعُكَ الْيَوْمَ نَفْسِي وَأَهْلِي وَمالِي وَوُلْدِي «خداوندا! امروز به تو مى‏سپارم، خودم، خانواده‏ام، دارايى‏ام، فرزندانم، وَمَنْ كانَ مِنِّي بِسَبِيلِ الْإِيمانِ الشَّاهِدَ مِنْهُمْ وَالْغائِبَ. اللَّهُمَّ و همه منسوبين حاضر و غايب مؤمنم را، خداوندا! احْفَظْنا بِحِفْظِ الْإِيمانِ وَاحْفَظْ عَلَيْنا. اللَّهُمَّ اجْمَعْنا فِي رَحْمَتِكَ ما را در حفاظ ايمان نگاهدار و بر ما حافظ باش. خدايا! ما را تحت پوشش رحمتت وَلا تَسْلُبْنا فَضْلَكَ إِنَّا إِلَيْكَ راغِبُونَ. اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ گرد آور و فضل و احسانت را از ما باز نگير كه ما به تو راغبيم. خداوندا! از دشوارى وَعْثاءِ السَّفَرِ وَكَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَسُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَالْمالِ سفر، افسردگى بازگشت و از بدنمايى و بى‏آبرويى در ميان خانواده و مال‏ وَالْوَلَدِ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ. اللَّهُمَّ إِنِي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ هذَا التَّوَجُّهَ و فرزند در دنيا و آخرت به تو پناه مى‏بريم، خداوندا! من به قصد رضايت طَلَباًلِمَرْضاتِكَ وَتَقَرُّباًإِلَيْكَ، اللَّهُمَّ فَبَلِّغْنِي ما أُؤَمِّلُهُ وَأَرْجُوهُ فِيكَ تو و نزديكى به درگاهت بدينگونه به تو روى آورده‏ام، خداوندا! پس مرا به آرزو و اميدى كه به تو وَفِي أَوْلِيائِكَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

وبه اوليايت دارم، برسان اى مهربان‏ترين مهربانان.»

و اگر خواست بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِي خَرَجْتُ فِي وَجْهِي هذا بِلا ثِقَةٍ مِنِّي لِغَيْرِكَ، وَلا «خداوندا! من به اين سو بيرون شدم، نه به غير از تو اعتماد كرده‏ام و نه به رَجاءٍ يَأْوِي بِي إِلّا إِلَيْكَ، وَلا قُوَّةٍ اتَّكِلُ عَلَيْها، وَلا حِيلَةٍ الْجَأُ پناهگاهى جز تو اميدوارم و نه به نيرويى متّكى مى‏باشم و نه به قدرتى إِلَيْها إِلّا طَلَبَ‏رِضاكَ وَابْتِغاءَ رَحْمَتِكَ وَتَعَرُّضاً لِثَوابِكَ وَسُكُوناً اعتماد دارم، جز كسب رضا و رحمت تو و برخوردارى از پاداش و اطمينان إِلى‏ حُسْنِ عائِدَتِكَ، وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِما سَبَقَ لِي فِي عِلْمِكَ فِي به جزاى نيكت نمى‏خواهم، و تو پيش از حركت من به اين سو به آنچه كه مرا در اين وَجْهِي مِمَّا أُحِبُّ وَأَكْرَهُ. اللَّهُمَّ فَاصْرِفْ عَنِّي مَقادِيرَ كُلِّ بَلاءٍ سفر خوشايند و يا ناخوشايند بوده آگاه بوده‏اى، خداوندا! هر بلا و دشوارى كه به حكم‏ وَمَقْضِيَّ كُلِّ لَأْواءٍ، وَابْسُطْ عَلَيَّ كَنَفاً مِنْ رَحْمَتِكَ وَلُطْفًا مِنْ قضا و قدر تو مقرّر شده است، از من باز گردان و مرا تحت پوشش رحمت و لطف عَفْوِكَ وَحِرْزاً مِنْ حِفْظِكَ وَسَعَةً مِنْ رِزْقِكَ وَتَماماً مِنْ نِعْمَتِكَ و بخشش، محافظت و گشايش روزى، تماميّت نعمت وَجِماعاً مِنْ مُعافاتِكَ، وَوَفِّقْ‏لِي يارَبِّ فِيهِ جَمِيعَ قَضائِكَ عَلى‏ و عافيت همه جانبه‏ات قرار ده، پروردگار من! قضاى خويش را موافق مُوافَقَةِ هَوايَ وَحَقِيقَةِ أَمَلِي، وَادْفَعْ عَنِّي ما أَحْذَرُ وَما لا أَحْذَرُ نياز و آرزوى حقيقى‏ام گردان، و خطرهايى را كه از آن بيمناكم و يا از آن بى‏اطلاعم عَلى‏ نَفْسِي مِمَّا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، وَاجْعَلْ ذلِكَ خَيْراً لِي و تو از من به آن آگاه‏ترى ازمن دفع كن، و سفرم را كه در پيش دارم به خير و صلاح لِآخِرَتِي وَدُنْيايَ مَعَ ما أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْلُفَنِي فِيمَنْ خَلَّفْتُ وَرائِي آخرت و دنيايم قرار ده و نيز از تو مى‏خواهم كه نسبت مِنْ وُلْدِي وَأَهْلِي وَمالِي وَإِخْوانِي وَجَمِيعِ حُزانَتِي بِأَفْضَلِ ما به فرزندان، خانواده، دارايى، برادران و ديگر وابستگان حاضر تَخْلُفُ فِيهِ غائِباً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَحْصِينِ كُلِّ عَوْرَةٍ وَحِفْظِ كُلِّ و غائب مؤمنم كه در خفا يا آشكار در معرض نابودى است و مَضِيعَةٍ وَتَمامِ كُلِّ نِعْمَةٍ وَدِفاعِ كُلِّ سَيِئَةٍ وَكِفايَةِ كُلِّ مَحْذُورٍ در تماميّت نعمت و دفع هر بدى‏ وَصَرْفِ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَكَمالِ ما تَجْمَعُ لِي بِهِ الرِّضا وَالسُّرُورَ فِي و برطرف كردن هر ناخوشى و فراهم شدن موجبات رضايت و الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ، ثُمَّ ارْزُقْنِي ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ وَطاعَتَكَ خوشنودى آنها در دنيا و آخرت، بهترين خلف و جانشين باش، آنگاه ياد و شكر و طاعت وَعِبادَتَكَ حَتّى‏ تَرْضى‏ وَبَعْدَ الرِّضا. اللَّهُمَّ إِنِي أَسْتَوْدِعُكَ الْيَوْمَ و عبادت خويش را روزيم كن تا از من پيوسته راضى باشى. خداوندا من امروز به تو دِينِي وَنَفْسِي وَمالِي وَأَهْلِي وَذُرِّيَّتِي وَجَمِيعَ إِخْوانِي. اللَّهُمَّ مى‏سپارم دينم جانم، مالم، خانواده‏ام و فرزندانم و همه كسانى را كه غم آنها را دارم، احْفَظِ الشَّاهِدَ مِنَّا وَالْغائِبَ. اللَّهُمَّ احْفَظْنا وَاحْفَظْ عَلَيْنا. اللَّهُمَّ خداوندا! حاضر و غايب ما را حفظ كن خداوندا ما را حفظ كن و بر ما حافظ باش، اجْعَلْنا فِي جِوارِكَ وَلا تَسْلُبْنا نِعْمَتَكَ وَلا تُغَيِّرْ ما بِنا مِنْ نِعْمَةٍ خداوندا ما را در جوار عنايتت قرار ده و نعمتت را از ما مگير و نعمت و عافيت و عطايت وَعافِيَةٍ وَفَضْلٍ».

را دگرگون مساز.»

5- روايت شده‏ كه مسافر پيش از سفر، سوره حمد و قُل أَعوذُ بِرَبِّ النّاس‏ و قُل أَعوذُ بِرَبِ الفَلَق‏ و آيةُالكُرسى و سوره‏ إِنّا أَنزَلناهُ فِي لَيلَةِ القَدْرِ و آيات 191 تا 194 سوره آل عمران را كه از اين قرار است بخواند:إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ‏ «مسلّماً در آفرينش آسمان‏ها و زمين و آمد و رفت شب‏ وَالنَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ* الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً و روز نشانه‏هايى براى خردمندان است. آنان خدا را ايستاده‏ وَقُعُوداً وَعَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ‏ و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خفته‏اند، ياد مى‏كنند و در اسرار آفرينش آسمان‏ها وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ‏ و زمين مى‏انديشند (ومى‏گويند:) پروردگارا! اين‏ها را بيهوده نيافريدى، تو منزّهى، ما را از عذاب‏ النَّارِ* رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَما لِلظَّالِمِينَ‏ آتش نگاهدار، پروردگارا! تو هر كس را به آتش وارد سازى، او را خوار ساخته‏اى و ستمكاران را مِنْ أَنْصارٍ* رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْايمانِ أَنْ آمِنُوا ياورى نمى‏باشد. پروردگارا! منادى ايمان را شنيديم كه مى‏گفت ايمان آوريد بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَتَوَفَّنا به‏پروردگارتان، وماايمان‏آورديم، پروردگارا! گناهان ما را ببخش و بدى‏هاى ما را بپوشان و ما را بميران‏ مَعَ الْأَبْرارِ* رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَلاتُخْزِنا بانيكان. پروردگارا! آنچه‏را كه به‏وسيله پيامبرانت وعده داده‏اى به ما عنايت كن و رسوايمان مساز يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لاتُخْلِفُ الْمِيعاد.

در روز رستاخيز كه تو از وعده‏ات تخلّف نمى‏ورزى.»

سپس بگويد:

«اللَّهُمَّ بِكَ يَصُولُ الصَّائِلُ وَبِقُدْرَتِكَ يَطُولُ الطَّائِلُ وَلاحَوْلَ «خداوندا! استوارى هر چيز به وسيله تواست، و بخشندگى هر بخشنده‏اى به قدرت لِكُلِّ ذِي حَوْلٍ إِلّا بِكَ وَلاقُوَّةً يَمْتَلِدُها ذُو قُوَّةٍ إِلّا مِنْكَ، أَسْأَلُكَ تواست، نيرويى جز به واسطه تو براى هر نيرومند نيست، از تو مسألت دارم بِصَفْوَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ بَرِيَّتِكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَعِتْرَتِهِ به حق آن انسان برگزيده از ميان آفريده‏هايت و بهترين مخلوقت، پيامبرت محمد صلى الله عليه و آله وَسُلالَتِهِ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَعَلَيْهِمْ، و دودمان او كه بر او و بر آنان درود باد بر محمد و بر آنان رحمت فرست و وَاكْفِنِي شَرَّ هذَا الْيَوْمِ وَضُرَّهُ، وَارْزُقْنِي خَيْرَهُ ويُمْنَهُ، وَاقْضِ لِي گزند و زيان اين روز را از من بازدار، و خير و بركتش به من روزى فرما، و در كارهايم فِي مُتَصَرِّفاتِي بِحُسْنِ الْعاقِبَةِ وَبُلُوغِ الْمَحَبَّةِ وَالظَّفَرِ بِالْأُمْنِيَّةِ عاقبت نيكو برايم مقرّر نمايى، و مرا به محبّت نايل ساز، و دستيابى به آرزو وَكِفايَة الطَّاغِيَةِ الْغَوِيَّةِ وَكُلِّ ذِي قُدْرَةٍ لِي عَلى‏ اذِيَّةٍ، حَتّى‏ اكُونَ و دفع شيطان سركش و گمراه‏گر و هر كس كه توان اذيت مرا دارد يارى كن تا در نتيجه فِي جُنَّةٍ وَعِصْمَةٍ مِنْ كُلِّ بَلاءٍ وَنِقْمَةٍ، وَأَبْدِلْنِي فِيهِ مِنَ الْمَخاوِفِ از هر بلا و مشكل مصون مانم، و بيم مرا به امنيّت، أَمْناً وَمِنَ الْعَوائِقِ فِيهِ يُسْراً، حَتّى‏ لايَصُدَّنِي صادٌّ عَنِ الْمُرادِ و سختى را به راحتى مبدّل ساز، تا آنكه نتواند هيچ كس مرا از رسيدن به مقصودم، مانع وَلايَحُلَّ بِي طارِقٌ مِنْ اذَى الْعِبادِ، إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ، گردد، و هيچ آسيب رسانى از بندگان، به من دست نيابد، تو بر هر چيز توانايى وَالْأُمُورُ إِلَيْكَ‏تَصِيرُ، يامَنْ لَيْسَ‏كَمِثْلِهِ‏شَيْ‏ءٌ وَهُوَالسَّمِيعُ الْبَصِيرُ».

و بازگشت امور به سوى تو است، اى آنكه چيزى همتايت نمى‏باشد و بينا و شنوا مى‏باشى.»

6- سپس با خانواده وداع كند، و بر درِ خانه بايستد، و تسبيح حضرت‏فاطمه زهرا عليها السلام را بگويد، وسوره حمد و آيةالكرسى را از جلو و از طرف راست و چپ بخواند، و بگويد:

«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ‏وَجَّهْتُ وَجْهِي وَعَلَيْكَ خَلَّفْتُ أَهْلِي وَمالِي وَما «خداوندا به سوى تو رو كردم، و خانواده و مالم و آنچه را به من داده‏اى خَوَّلْتَنِي وَقَدْ وَثِقْتُ بِكَ، فَلا تُخَيِّبْنِي يا مَنْ لايُخَيِّبُ مَنْ أَرادَهُ به‏تو سپردم وبه تو اعتماد كردم، پس نوميدم مساز اى‏آنكه كسى‏را كه آهنگ تو كند نوميد نمى‏كنى، وَلا يُضَيِّعُ مَنْ حَفِظَهُ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وآلِهِ وَاحْفَظْنِي وكسى را كه تو حافظ باشى، تباه نمى‏كنى، خداوندا! بر محمّد و خاندانش رحمت فرست، و نسبت به آنچه فِيما غِبْتُ عَنْهُ وَلاتَكِلْنِي إِلى‏ نَفْسِي يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ. اللَّهُمَّ از آنها غايبم، حافظ باش، و مرا به‏خود وامگذار اى مهربان‏ترين مهربانان خداوندا! بَلِّغْنِي ما تَوَجَّهْتُ لَهُ وَسَبِّبْ لِيَ الْمُرادَ وَسَخِّرْ لِي عِبادَكَ مرا به مقصدم برسان، و اسباب رسيدن به خواسته‏ام را فراهم ساز و مرا از بندگان وَبِلادَكَ وَارْزُقْنِي‏زِيارَةَ نَبِيِّكَ وَوَلِيِّكَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَالْأَئِمَّةِ مِنْ و شهرهايت بهره‏مند گردان و زيارت پيامبر و ولىّ خود؛ امير مؤمنان و امامانى را وُلْدِهِ وَجَمِيعِ أَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ، وَمُدَّنِي مِنْكَ كه از فرزندان او مى‏باشند و همه اهل‏بيت عليهم السلام را روزيم ساز، و مرا با كمك خويش بِالْمَعُونَةِ فِي جَمِيعِ أَحْوالِي، وَلاتَكِلْنِي إِلى‏ نَفْسِي وَلا إِلى‏ در هر حال يارى كن، و به خودم و ديگرى غَيْرِي فَأَكِلَّ وَأَعْطَبَ، وَزَوِّدْنِي التَّقْوى‏، وَاغْفِرْلِي فِي الْآخِرَةِ وامگذار تا در نتيجه خسته و وامانده شوم و تقوا را ره توشه من ساز، و در آخرت و دنيا مرا بيامرز وَالْاولى‏. اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي أَوْجَهَ مَنْ تَوَجَّهَ إِلَيْكَ».

خداوندا! مرا از آبرومندترين روى‏آورندگان به خويش قرارم ده.»

و باز مى‏گويى:

«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَاسْتَعَنْتُ بِاللَّهِ وَالْجَأْتُ «بنام خدا و استعانت از او، توكل مى‏جويم به خداوند و از او يارى مى‏جويم و پناه مى‏برم ظَهْرِي إِلَى اللَّهِ وَفَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ رَهْبَةً مِنَ اللَّهِ وَرَغْبَةً إِلَى‏اللَّهِ به خدا، و كارم را به او واگذار مى‏كنم با خوف از خداوند و شوق به سوى‏ وَلامَلْجَأَ وَلامَنْجا وَلا مَفَرَّ مِنَ اللَّهِ إِلّا إِلَى اللَّهِ، رَبِّ آمَنْتُ او و پناهگاه و راه نجات و گريزى از خدا جز به سوى او نمى‏باشد، پروردگارا! به كتابت بِكِتابِكَ الَّذِي أَنْزَلْتَ وَبِنَبِيِّكَ الَّذِي أَرْسَلْتَ لِأَنَّهُ لايَأْتِي بِالْخَيْرِ ايمان آوردم همان كتابى كه فرو فرستادى و بر پيامبرت نازل كردى؛ زيرا جز از تو خير إِلهِي إِلّا أَنْتَ، وَلا يَصْرِفُ السُّوءَ إِلّا أَنْتَ، عَزَّ جارُكَ وَجَلَّ نيايد و بدى را به غير تو باز نگرداند، پناهنده به تو گرامى است، مدح و ثناى تو ثَناؤُكَ وَتَقَدَّسَتْ أَسْماؤُكَ وَعَظُمَتْ آلاؤُكَ وَلا إِلهَ غَيْرُكَ».

والا و نام‏هايت مقدّس، و نعمت‏هايت بزرگ مى‏باشد و خدايى جز تو نمى‏باشد.»

روايت شده: «هر كس هنگام صبح اين دعا را بخواند و از خانه بيرون رود، تا شام بلايى به او نرسد تا به خانه برگردد، و اگر شام شود و اين دعا را بخواند، بلايى به او نرسد تا صبح به منزل خود بازگردد.»[5] 7- پس از آن سوره‏ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را يازده مرتبه، و سوره «إِنَّا أَنْزَلْناهُ» و «آيةالكرسى» و سوره «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» را بخواند، و بعد دست بر بدن خود بكشد، و در لحظه سوار شدن به وسيله نقليه بگويد:

سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لنا هذا وَما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ‏[6]، پس هفت مرتبه بگويد: «سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ».

8- قبل از مسافرت صدقه دهد به هرچه ممكن باشد.

«روايت شده: مردى از اصحاب امام باقر عليه السلام هنگامى كه اراده سفر كرد، خدمت آن حضرت آمد تا خدا حافظى كند، حضرت به او فرمود: پدرم علىّ‏بن‏الحسين عليهما السلام هرگاه آهنگ سفر مى‏كرد، سلامتى خود را با صدقه دادن از خداوند مى‏خريد، و چون از سفر به سلامت مراجعت مى‏كرد، خدا را شكر كرده و صدقه مى‏داد.[7]»

بعد از دادن صدقه بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِي اشْتَرَيْتُ بِهذِهِ الصَّدَقَةِ سَلامَتِي وَسَلامَةَ سَفَرِي «خداوندا! من با اين صدقه خريدم سلامتى خويش، سلامت سفرم و سلامت وَما مَعِي، فَسَلِّمْنِي وَسَلِّمْ ما مَعِي وَبَلِّغْنِي وَبَلِّغْ ما مَعِي آنچه را با من است، پس مرا و آنچه را با من است به سلامت دار و به مقصد برسان مرا و آنها را بِبَلاغِكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ».

به نيكى و زيبايى كه از سوى تو است.»

پس بگويد:

«لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ، «معبودى نيست جز خداوند حليم و كريم، خدايى نيست جز خداوند والا و بزرگ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَما منزّه است خدايى كه پروردگار آسمان‏ها و زمين‏هاى هفتگانه و آنچه فِيهِنَّ وَما بَيْنَهُنَّ وَرَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ درآنها و آنچه در ميان آنها است مى‏باشد و پروردگار عرش عظيم است، و سلام بر رسولان الهى وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ و ستايش مخصوص پروردگار جهانيان است و رحمت خداوند بر محمّد و خاندان پاك و الطَّاهِرِينَ. اللَّهُمَّ كُنْ لِي جاراً مِنْ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ وَمِنْ كُلِّ پاكيزه او. خداوندا! پناهم ده از هر ستمگر خيره سر و از شَيْطانٍ مَرِيدٍ، بِسْمِ اللَّهِ دَخَلْتُ وَبِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ. اللَّهُمَّ إِنِي هر شيطان سركش، به نام خداوند به اين سفر وارد و به نام خدا از اين سفر خارج مى‏شوم، خداوندا! من اقَدِّمُ بَيْنَ يَدَيْ نِسْيانِي وَعَجَلَتِي بِسْمِ اللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ فِي پيشاپيش فراموشى و شتابزدگيم، بسم‏اللَّه و ماشاءاللَّه را ياد مى‏كنم‏ سَفَرِي هذا ذَكَرْتُهُ أَمْ نَسَيْتُهُ. اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمُسْتَعانُ عَلَى الْأُمُورِ چه آن را [بعدها] ياد كنم يا فراموش، خداوندا! تويى يارى رسان براى هر كار كُلِّها وَأَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَالْخَلِيفَةُ فِي‏الْأَهْلِ. اللَّهُمَّ هَوِّنْ و تويى همراه مسافر و جانشينش در خانواده، خداوندا! آسان ساز عَلَيْنا سَفَرَنا وَاطْوِ لَنَاالْأَرْضَ وَسَيِّرْنا فِيها بِطاعَتِكَ وَطاعَةِ سفرمان را، و راهمان را كوتاه ساز، و ما را در مسير فرمانبردارى خويش و رَسُولِكَ. اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لَنا ظَهْرَنا وَبارِكْ لَنا فِيما رَزَقْتَنا وَقِنا پيامبرت قرارده، خداوندا! آنچه‏راپشت سر گذاشته‏ايم به سامان رسان، و آنچه را به ما داده‏اى مبارك كن، و نگهدارمان عَذابَ النَّارِ. اللَّهُمَّ إِنِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثاءِ السَّفَرِ وَكَآبَةِ از عذاب دوزخ، خداوندا! پناه مى‏برم به تو از دشوارى سفر و اندوه الْمُنْقَلَبِ وَسُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَالْمالِ وَالْوَلَدِ. اللَّهُمَّ أَنْتَ بازگشت و بى‏آبرويى در ميان خانواده، دارايى و فرزند، خداوندا! تويى عَضُدِي وَناصِرِي. اللَّهُمَّ اقْطَعْ عَنِّي بُعْدَهُ وَمَشَقَّتَهُ وَاصْحَبْنِي فِيهِ يار و ياورم، خداوندا! دورى سفر و سختى آن را آسان ساز، يار و همراهم در سفر و وَاخْلُفْنِي فِي أَهْلِي بِخَيْرٍ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِيِ الْعَظِيمِ».

جانشينم در خانواده به نيكى باش، كه نيرو و توانى جز به خداوند والا و بزرگ نمى‏باشد.»

و هنگامى كه سوار بر وسيله نقليه شد، بگويد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِلْاسْلامِ وَمَنَّ عَلَيْنا بِمُحَمَّدٍ صَلَّى «سپاس مخصوص خدايى است كه ما را به اسلام رهنمون شد و به نبوّت محمّد صلى الله عليه و آله اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنَّا لَهُ‏ بر ما منت نهاد، پاك و منزه است خداوندى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و گرنه ما قادر به تسخير آن‏ مُقْرِنِينَ وَإِنَّا إِلى‏ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ‏، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ.

نبوديم و ما به سوى پروردگارمان باز مى‏گرديم و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَالْمُسْتَعانُ عَلَى‏الْأَمْرِ، اللَّهُمَّ جهانيان است، خداوندا! تويى كه ما را بر پشت اين مركب سوار نمودى و بر سفر ياريمان نمودى بَلِّغْنا بَلاغاً يَبْلُغُ إِلى‏ خَيْرِ بَلاغٍ وَيَبْلُغُ إِلى‏ مَغْفِرَتِكَ وَرِضْوانِكَ.

خداوندا! ما را به بهترين صورت به مقصد برسان، و به مغفرت و خوشنوديت نايل‏گردان، اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلّا طَيْرُكَ وَلا خَيْرَ إِلّا خَيْرُكَ وَ لاحافِظَ غَيْرُكَ».

خداوندا! چيز ناخوشايندى نيست مگرآن‏كه توبخواهى وخيرى جز خيرى كه از جانب تو رسد نمى‏باشد و حافظى جز تو نيست.»

9- ازامام‏صادق عليه السلام‏ منقول است كسى كه در سفر هر شب آية الكرسى را بخواند، خود و آنچه با اوست سالم بماند.[8]

10- در سفر اين دعا را بخواند تا در امان پروردگار باشد:

«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَمِنَ اللَّهِ وَإِلَى اللَّهِ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ. اللَّهُمَّ إِلَيْكَ «بنام‏خدا وبه‏يارى او، وازخداييم، وبه سوى خدا مى‏رويم، و درراه خداگام مى‏نهيم، خدايا! أَسْلَمْتُ نَفْسِي، وَإِلَيْكَ وَجَّهْتُ وَجْهِي، وَإِلَيْكَ فَوَّضْتُ خود را تسليم تو كردم، و به سوى تو رو نمودم، و كارم را به أَمْرِي، فَاحْفَظْنِي بِحِفْظِ الْإِيمانِ مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ وَمِنْ خَلْفِي وَعَنْ تو سپردم، پس مرا در پناه ايمان، از پيش رو و پشت سر و از يَمِينِي وَعَنْ شِمالِي وَمِنْ فَوقِي وَمِنْ تَحْتِي وَادْفَعْ عَنِّي بِحَوْلِكَ راست و چپ و از سمت بالا و پايين حفظ فرما و به نيرو و تواناييت وَقُوَّتِكَ، فَإِنَّهُ لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِيِ الْعَظِيمِ».

از من دفاع كن كه نيرو و توانى جز به وسيله خداوند والا و بزرگ نمى‏باشد.»

11- بر زائران محترم سزاوار است‏ بيش از ديگران به اخلاص در اعمال و مراقبت از حدود الهى اهتمام داشته باشند، زيرا گذشته از اينكه به مهمانى پروردگار مى‏روند، و مهمان بايد رضايت صاحب خانه را فراهم آورد، طبق حديث شريف: «كُونُوا لَنا زَيْناً وَلا تَكُونُوا

عَلَيْنا شَيْناً»،[9] بايد آيينه تمام‏نماى اسلام ناب محمّدى باشند، و لازم است مراقب اعمال خود بوده، و به نمازهاى واجب در اوّل وقت اهتمام بيشترى دهند، در جماعات برادران اهل سنّت شركت كنند، تا از ثواب جماعت بهره‏مند شوند، و خداى نخواسته نبايد بعضى افراد ناآگاه كارى كنند كه در شأن يك زائر ايرانى نبوده و موجب نفرت ديگران گردد، و در نتيجه اعمال صالحه سايرين را هم تحت الشُّعاع قرار دهد.

خداوند به همه ما توفيق دهد تا بتوانيم به وظايف دينى خود عمل نماييم و آنگونه باشيم كه خداوند فرموده است.

12- در سفر تأكيد شده‏ كه مسافر بعد از هر نماز، سى مرتبه بگويد:

«سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ».

«منزّه است خدا و ستايش او راست و معبودى جز او نمى‏باشد و خدا بزرگ است.»

13- اخلاق حسنه و كمك به يكديگر: در سفر لازم است به همراهان كمك كرده، و در انجام كارها پيشقدم بوده، و از برآوردن احتياجات ديگران روگردان نباشد، تا خداوند متعال او را از گرفتارى‏هاى دنيا و آخرت نجات دهد، در حديث آمده است: در سفر، بدترين افراد آن كسى است كه بتواند به ديگران كمك نمايد ولى كوتاهى كند و منتظر كمك ديگران باشد.

هم‏چنين اكيداً سفارش شده كه با دوستان و همراهان، با اخلاق خوب وخوش، برخوردنموده و به آنان كمك نماييم، وبه ويژه در مشكلات و سختى‏ها صبور و بردبار باشيم.[10]

-----------------------------------------------------

ره توشه حج (2جلدى) ؛ ج‏1 ؛ ص73

درس ششم: آداب‏ سفر

محمّد اسحاق مسعودى‏

مسافرت در اسلام آدابى دارد كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

1- انتخاب رفيق راه‏

انتخاب هم‏سفر از شرايط مهم سفر است، رسول گرامى‏اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: «الرَّفِيقُ ثُمَّ الطَّرِيق».[11]

رفيق انتخاب كنيد، نخست ببينيد رفيق و همراه شما كيست آنگاه راه سفر را در پيش گيريد.

از مهمترين ويژگيهاى اين انتخاب عبارتند از:

الف- با كسى كه براى شما حرمت و ارزش لازم را رعايت نمى‏كند سفر نكنيد.

اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود:

«لا تَصْحَبَنَّ فِي سَفَرٍ مَنْ لا يَرَى لَكَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى لَهُ عَلَيْكَ».[12]

«در سفر با كسى كه فضل (و ارزشى) را كه شما نسبت به او قائل‏ايد براى شما قائل نيست همراه نگرديد».

ب- با هم سطح خود سفر كنيد: در روايتى اين معنى مورد تأكيد قرار گرفته است.

گفتنى است كه مواد روايات، هم سطحى از نظر اقتصادى است؛ زيرا اگر با غنى‏تر از خود مسافرت كند ممكن است خود را نيازمند او احساس كند و يا اينكه كمكهاى او در سفر احساس‏نيازمندى را در وى پديدآورد وخود اين‏مسأله‏موجب ذلّت و خوارى او مى‏گردد.

امام باقر عليه السلام فرمود: «إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ وَ لا تَصْحَبَنَّ مَنْ يَكْفِيكَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ».[13]

«هر گاه با كسى همراه مى‏شوى، با همانند خود همراه شو؛ زيرا اگر با كسى همراه شوى كه هزينه و مخارج تو را به عهده بگيرد اين سبب ذلّت و خوارى انسان مؤمن مى‏گردد.»

به اين روايت جالب، توجه كنيد:

حسين بن ابى العلا مى‏گويد: با بيست و چند نفر به سمت مكّه به راه افتاديم، به هر منزل (و محلّ استراحتى) كه مى‏رسيديم، براى آنها يك گوسفند ذبح مى‏نمودم (و به خوبى از آنان پذيرايى مى‏كردم)، تا اينكه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم؛ امام فرمود: اى حسين (چرا) مؤمنين را ذليل مى‏كنى؟! گفتم: به خداوند پناه مى‏برم اگر چنين كارى كرده باشم. فرمود: به من خبر رسيده است كه در هر منزل و موقفى، گوسفندى را ذبح كرده‏اى. گفتم: اين كار من فقط براى (رضاى) پروردگار متعال بوده است. فرمود: مگر نمى‏دانى كه برخى از همراهان تو، دوست داشتند همانند تو عمل كنند (و بذل و بخشش نمايند) امّا توان آن را ندارند، بعد به سرزنش خود مى‏پردازند (و خويشتن را مذمّت مى‏كنند؟!).

گفتم: بار الها! از تو طلب مغفرت مى‏كنم و (قول مى‏دهم كه) ديگر اينگونه نباشم.[14]

2- شناخت همسفر

در صورتى كه انسان با شخصى همسفر و همراه است، خوب است كه نام او، پدرش، قبيله و عشيره‏اش را بپرسد.[15]

3- تعيين مدير

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «إِذا كُنْتُمْ ثَلاثَةً فِي سَفَرٍ فأَمِّرُوا أَحَدَكُم»؛[16] «اگر در مسافرت (حداقل) سه نفر بوديد يكى را به سرپرستى برگزينيد.»

ضرورت مديريّت در پيشرفت بهتر كارها، تصميم‏گيرى و تدبير امور و ... بر كسى پوشيده نيست.

بديهى است فردى كه انتخاب مى‏شود، بايد توانايى تحمل مشكلات، مديريت و تدبير را داشته باشد و سنگ صبورى براى ديگران بشمار آيد.

4- كمك به همراهان‏

گاهى در كارى از شما درخواست كمك مى‏كنند، لازم است به آنان كمك كنيد (در فرض توانايى)

«وَ إِنِ اسْتَعَانُوا بِكَ فَأَعِنْهُمْ».[17]

آنان گاهى كارى را انجام مى‏دهند و كمك هم نمى‏خواهند، چه نتيجه آن كار براى گروهى باشد و چه براى همه، باز هم بايد به آنان كمك كرد.

«وَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ يَعْمَلُونَ فَاعْمَلْ مَعَهُمْ».[18]هنگامى كه ديدى ايشان كار مى‏كنند تو نيز با آنان و همراهشان كار كن.

رسول گرامى‏اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس به مؤمن مسافرى كمك كند، خداوند متعال هفتاد و سه گرفتارى را از او برطرف مى‏سازد.[19] و از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه: حضرت سجاد عليه السلام با كاروانى به سفر حج مى‏رفت كه او را نشناسند و با آنان شرط مى‏كرد كه به عنوان خادم آنان با آنها همراه گردد و كارهايى كه مى‏تواند براى آنان انجام دهد، يك بار با عده‏اى به سفر رفت (به همين كيفيت)، يك نفر از آنان حضرت را شناخت، فورى به نزد كاروانيان رفته و گفت: آيا اين مرد را مى‏شناسيد؟! گفتند: نه، گفت: اين شخص، على بن الحسين است، با شتاب نزد امام عليه السلام رفتند و دست و پايش را بوسيدند و گفتند: اى فرزند پيامبر، مى‏خواهى كه ما به آتش جهنم گرفتار شويم؟ اگر (خداى ناكرده) يك بى‏ادبى در گفتار يا رفتار ما نسبت به شما سر مى‏زد تا آخر عمر بيچاره مى‏شديم! چه انگيزه‏اى باعث شد كه شما خود را معرّفى نكنيد؟! حضرت در پاسخ فرمود:

«يك بار، در سفرى با مردمى كه مرا مى‏شناختند به مسافرت رفتم، ولى آنان به خاطر رسول خدا (و اينكه من فرزند او هستم) چنان با من رفتار كردند كه خود را مستحق آن نمى‏ديدم، لذا از آن پس تصميم بر پنهان كردن (شخصيت) خود (و عدم معرفى خويش) گرفتم.»[20] و از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده است كه؛ با جمعى از اصحاب در سفر بودند، دستور دادند گوسفندى را ذبح كنند. (در تقسيم كار) شخصى گفت: ذبحش به عهده من، ديگرى گفت: كندن پوستش با من، فرد ديگرى گفت: من هم قطعه قطعه‏اش مى‏كنم، مردى ديگر گفت: پختش با من، رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز فرمود: جمع كردن چوب و هيزم (براى آتش آن) با من، همگى گفتند: پدر و مادر ما به فدايت، اى رسول خدا، شما خود را به زحمت نيندازيد، ما اين كار را مى‏كنيم، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: مى‏دانم شما اين كارها را انجام مى‏دهيد و نيازى به كار من نيست، ولى پروردگار متعال خوش ندارد كه در جمع و گروهى، فردى به تنهايى بايستد و نظاره‏گر بقيه باشد. آنگاه رسول خدا برخاست و به‏ جمع‏كردن هيزم پرداخت.[21] نزد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله از مردى سخن به ميان آمد و گفته شد كه «انسان خوبى است»، گفتند اى رسول خدا، او به قصد حج با ما همراه گشت و وقتى در منزلى فرود مى‏آمديم پيوسته‏ «لا الهَ الّا اللَّهُ» مى‏گفت و تا زمانى كه از آنجا كوچ مى‏كرديم، باز به ذكر خدا مشغول مى‏شد، تا منزل بعد، رسول اللَّه فرمود: چه كسى غذاى او و علوفه مركب او را آماده مى‏كرد؟ گفتند: همه ما. فرمود: همه شما، از او بهتر هستيد![22]

5- مراقبت از هم‏سفر

در روايتى منسوب به امام صادق عليه السلام آمده است كه:

اگر كسى با برادر مؤمنش در راهى با هم مى‏روند، چنانچه جلوتر راه برود تا حدّى كه آن برادر دينى از (زاويه) ديد او پنهان بماند (و عقب بيفتد اگر حادثه‏اى براى او رخ دهد) در ريختن خون او و از بين رفتن او شريك است.[23] در روايتى از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله رسيده است كه:

اگر در مسافرت بوديد و يكى از همراهانتان مريض شد، سه روز براى (خوب شدن) او بمانيد.[24] (تا سه روز ماندن حقّ اوست بر شما).

6- هماهنگى، نه مخالفت‏

از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمودند: از مروّت در سفر است كه:

«كمتر با همراهانت مخالفت كنى»؛ «وَ قِلَّةُ الْخِلافِ عَلَى مَنْ صَحِبَكَ».[25]

همچنين از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند: لقمان به فرزندش در مورد سفر سفارشهايى داشته است؛ از آن جمله است:

«وَ كُنْ لِأَصْحَابِكَ مُوَافِقاً إِلَّا فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ «با همراهانت موافق و همراه باش مگر در جايى كه به گناه منتهى مى‏شود.»[26]

7- مشورت كنيد

از امام صادق عليه السلام روايت شده كه: لقمان به فرزندش در مورد مسافرت، سفارشهايى كرد و گفت:

«إِذَا سَافَرْتَ مَعَ قَوْمٍ فَأَكْثِرِ اسْتِشَارَتَكَ إِيَّاهُمْ فِي أَمْرِكَ وَ أُمُورِهِمْ».[27]

«هرگاه با افرادى به سفر مى‏روى، در كارهاى خود و آنان، با آنها مشورت كن.»

«وَ اجْهَدْ رَأْيَكَ لَهُمْ إِذَا اسْتَشَارُوكَ ثُمَّ لا تَعْزِمْ حَتَّى تَثَبَّتَ وَ تَنْظُرَ».

«وقتى از تو نظر و مشورتى خواستند، در ارائه رأى و نظرى واقع‏بينانه و سودمند خود تلاش كن، و تا اين نظر تثبيت و بازنگرى نشده است، تصميم به اظهار آن مگير.»[28]

8- هوشيار باشيد

در مسائل مختلفى كه رخ مى‏دهد بايد با هوشيارى با آن مقابله كرد و تصميم گرفت و احتياط را در جايى كه اطمينان نداريم، فراموش نكنيم.

9- پرهيز از صداى بلند

از فرياد كشيدن در مسير سفر پرهيز كنيد: «وايّاك ورَفْع الصَّوتِ في مسيرِك».[29]

10- توجه به عبادات‏

در روايت آمده است:

الف- زمانى كه وقت نماز مى‏رسد، آن را به خاطر چيز ديگر به تأخير ميندازيد، نماز را بخوانيد تا از اين جهت خيال شما آسوده گردد؛ زيرا دَينى است كه به گردن داريد.

ب- سعى‏كنيدنمازرا به‏جماعت بخوانيد (اگر چه باكمىِ جا ومشكلاتى‏همراه باشد).

ج- در حال سوارى، قرآن را قرائت (و تلاوت) بنماييد.

د- در حالتى كه مشغول كارى هستيد به ذكر و تسبيح (سبحان اللَّه) مشغول باشيد.

ه- در حالتى كه فارغ (از هر كارى) هستيد، به دعا بپردازيد.

و- وقتى به منزلگاهى مى‏رسيد و فرود مى‏آييد: نخست پيش از نشستن دو ركعت نماز بگزاريد.

ز- هنگام رفتن نيز دو ركعت نماز بجا آوريد.[30]

11- در منزلگاه‏[31] مناسبى فرود آييد

در روايت است كه: در جايى از زمين فرود آييد كه داراى اين سه ويژگى باشد:

الف: بهترين رنگ را داشته باشد.

ب: نرمترين خاك را داشته باشد.

ج: بيشترين سرسبزى را داشته باشد.[32] و نيز روايت شده است: هنگامى‏كه خواستيد برويد، با آن زمين توديع (و خداحافظى) كنيد و بر آن و اهل آن درود و سلام بفرستيد؛ زيرا در هر بقعه و جايى از زمين، اهلى از ملائكه وجود دارد.[33]

12- اخلاق اسلامى‏را رعايت كنيد

لازمه دستيابى به يك سفر مطلوب و مفيد، رعايت اخلاق اسلامى و دستورهايى است كه در خصوص معاشرتها در روايات آمده و فصل مبسوطى از كتب اخلاقى و حديثى را به خود اختصاص داده است.[34] ولى برخى از آنها در سفر اهميت بيشترى مى‏يابد؛ در محجة البيضاء آمده است كه:

«بايد در سفر، گفتارى خوب داشته باشيم، كرامتهاى اخلاقى را به نمايش بگذاريم؛ زيرا در سفر است كه درون و باطن انسان براى ديگران روشن مى‏شود.»[35] حتى در برخى روايات، ما رابه كارهايى سفارش كرده‏اند كه اخلاق حسنه و رفتارهاى شايسته را در انسان تقويت مى‏كند. مثلًا از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است كه: از چيزهايى كه سنّت محسوب مى‏شود آن است كه وقتى جماعتى با هم به سفر مى‏روند، هزينه‏ها و مخارج مورد نياز را (از همان آغاز روى هم بگذارند) و بپردازند؛ زيرا اين كار سبب طيب نفس و حسن خلق بيشتر خواهد شد.[36] و در روايت ديگرى مى‏خوانيم: «أَكْثِرِ التَّبَسُّمَ فِي وُجُوهِهِمْ»؛ «تبسّم (و لبخند) خود را در برابر آنان زياد كن.»[37] و خلاصه آنكه، رفتار و گفتار خوب، برخورد كريمانه، بذل و بخشش، اجابت دعوت ديگران، بيخود و بيجا سخن نگفتن، امانتدارى، كمك به آنها و ... مواردى است كه در مسافرت بيشتر سفارش شده است.

13- برگشت از سفر

از توصيه‏هاى ديگر اين است كه سفر طولانى نشود و چنانچه در حدّ نياز و لازم انجام شده، بيش از آن ادامه نيابد و مسافر سريع به محل خود بازگردد. از امام محمد باقر عليه السلام نقل شده است:

«السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنَ الْعَذَابِ فَإِذَا قَضَى أَحَدُكُمْ سَفَرَهُ فَلْيُسْرِعِ الْعَوْدَ إِلَى أَهْلِهِ».[38]

«سفر از عذاب است، پس آنگاه كه يكى از شما سفر خود را تمام كرد، هر چه زودتر به ميان اهل خود برگردد.»

14- هديه‏

در «محجة البيضاء» آمده: سزاوار است كه براى اهْل (و خانواده) و نزديكانش تحفه و هديه‏اى از خوراكى يا غيرخوراكى در حدّ امكان و توانش تهيّه كند و روايت شده است كه اگرچيزى (به عنوان هديه) نيافتيد، لااقل سنگى را در كيسه بگذاريد و با خود بياوريد![39] البته روشن است كه مقصود بيان اهميت آوردن هديه است نه اينكه واقعاً سنگ به همراه خود بياورد؛ يعنى آنكه سعى كند دست خالى برنگردد، چون آنان كه منتظر شما هستند و با ديدن شما خوشحال مى‏شوند، با ديدن هداياى شما، شادى آنان دوچندان گشته و الفت و محبّت بيشتر مى‏گردد.

لازم به تذكر است: در سفر حج و عمره نبايد خريد سوغات زائران را از بهره‏بردارى از اين سفر الهى و معنوى محروم نمايد و خداى ناكرده به جاى استفاده صحيح از اوقات خود، در كوچه و خيابان و بازار وقت خويش را سپرى نمايند. بنابراين حتما بايدبرنامه ريزى نموده، به حداقل خريد سوغات اكتفا كرده بيشتر براى علاقمندان و خويشاوندان به دعا و طواف و نماز پرداخت و با دعا در حق آنان، سعادتمندى دنيا و آخرت را به آنان هديه كرد.

البته، جز مواردى كه ذكر شد، آداب ديگرى نيز براى مسافر نقل شده است؛ كه‏ خوانندگان عزيز به منابع تفصيلى مراجعه كنند.[40] نكته ديگر اينكه: آداب و ويژگيهايى نيز هست كه چه در سفر و چه در غيرسفر، انسان بايد آنها را مراعات كند. كه در كتاب وسايل الشيعه آمده است.[41]

15- زمان سفر

درباره زمان مسافرت، روايات گوناگونى وجود دارد كه برخى در مورد روزهاى هفته و برخى در روزهاى ماه وارد شده است و ما دو نكته را درباره زمان سفر ياد آورى مى‏كنيم:

اوّل: صدقه، مانع بلا است.

از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه: «تَصَدَّقْ وَ اخْرُجْ أَيَّ يَوْمٍ شِئْتَ»؛[42] «صدقه بده و هر روزى كه مى‏خواهى به سفر برو.»

و در برخى روايات نيز پس از صدقه، به خواندن آية الكرسى تأكيد كرده است.[43] دوّم: در رواياتى آمده است كه: در شب سفر كنيد، آنهم نه در اول شب، بلكه آخر شب و سَحر. رسول گرامى‏اسلام فرمود: «عَلَيْكُمْ بِالسَّفَرِ بِاللَّيْلِ فَإِنَّ الْأَرْضَ تُطْوَى بِاللَّيْلِ»؛ «در شب به سفر برويد چون زمين در شب پيموده (و مسافرت كوتاه) مى‏شود.»[44]

 



[1] ( 1). العروة الوثقى، ج 2، كتاب الحج، فى آداب السفر، ص 411 و سراج الشيعه فى آداب الشريعه، ص 255

[2] ( 1). همان.

[3] محمد حسين فلاح زاده، احكام فقهى سفر زيارتى عتبات، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1.

[4] مركز تحقيقات حج، ادعيه و آداب حرمين در عمره مفرده با ترجمه فارسى، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 17، زمستان 1387.

[5] ( 1)- بحار، ج 76، ص 241

[6] ( 1)- زخرف: 13

[7] ( 2)- بحار، ج 76، ص 231؛ ج 9، ص 233

[8] ( 1)- مكارم الاخلاق، ص 266؛ بحار، ج 76، ص 252

[9] ( 1)- وسائل الشيعه، ج 12، ص 8

[10] مركز تحقيقات حج، ادعيه و زيارات مدينه منوره با ترجمه فارسى، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 4، 1386.

[11] ( 1) وسائل، ج 8، ص 299.

[12] ( 2) همان، ص 302.

[13] ( 1). همان، ص 303

[14] ( 2). وسائل، ج 8، ص 304

[15] ( 1) همان، ص 500 و 501

[16] ( 2) محجة البيضاء، ج 4، ص 58

[17] ( 3) وسائل، ج 8، ص 323

[18] ( 4) وسائل، ج 8، ص 323

[19] ( 1). همان، ص 315

[20] ( 2). همان، ص 315

[21] ( 1). محجة البيضاء، ج 4، ص 61

[22] ( 2). ميزان الحكمه، ج 4، ص 473

[23] ( 3). وسائل، ج 8، ص 305

[24] ( 4). همان، ص 336

[25] ( 5). همان، ص 320

[26] ( 1). همان، ص 311

[27] ( 2). وسائل، ج 8، ص 323

[28] ( 3). وسائل، ج 8، ص 323

[29] ( 4). همان، ص 324

[30] ( 1) وسائل الشيعه، ج 8، ص 324

[31] ( 2)« منزل» اسم مكان و معناى محل فرود آمدن است ولى در فارسى با پسوند( گاه) نيز استعمال مى‏شود( نك: فرهنگ معين).

[32] ( 3) وسائل الشيعه، ج 8، ص 324

[33] ( 4) وسائل الشيعه، ج 8، ص 324

[34] ( 1). به وسائل الشيعه، ج 8، ص 398 و محجة البيضاء، جلد سوّم، ص 284 رجوع كنيد.

[35] ( 2) محجة البيضاء، ج 4، ص 56

[36] ( 3). همان، ص 57

[37] ( 4). وسائل الشيعه، ج 8، ص 324

[38] ( 1). همان، ص 330، و در محجة البيضاء، ج 4، ص 77:« فليسرع الاياب إلى أهله».

[39] ( 2). محجة البيضاء ج 4، ص 76

[40] ( 1). وسائل الشيعه، ج 8، ص 313 و 314

[41] ( 2). همان، ص 398

[42] ( 3). همان، ص 272

[43] ( 4). همان، ص 273

[44] ( 5). وسائل الشيعه، ج 8، ص 264

 

 
جوملا نرم افزار آزاد تحت مجوز GNU/GPL نسخه 2.0
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط
 

اوقات شرعی